اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۸

5
  •  یا اینكه فرض كنید ـ مَن تَواضَع عالِماً لِعِلمِه فَقَد کفَر آن مطالب در اینجا هم مى‌آید اگر نظرِ استقلالى نسبت به آن فرد داشته باشیم‌گرچه درباره‌ء علمِ حقیقى، انسان بایستى تواضع كند و در مقابل عالم باید احترام بكند وجوب احترام به عالم در روایات آمده است در ألسنه آمده ـ است مَنْ عَلَمَنِى حَرْفاً فقد صَیرنى عَبداً ـ از لسان معصومین آمده است همان عَلّمنیح‌از آنجا آمده است. این همه مطالب راجع به علم است اما نظر استقلالى كردن درست نیست. (إن الله هو العلیم الخبیر) علم اختصاص به ذات إله دارد و به ذاتِ أقدسِ حقّ بایستى انسان علم را نسبت بدهد و اگر این شخص را مستقل در علم ببیند این فرد را براى خدا شریكِ علم قرار داده است. این مثال را براى حیثیات تقییدیه زدم. یك حیثیت به لحاظ اطلاقى هست و یك لحاظ، لحاظ تقیدى هستى.

  •  یك وقت شما تو خیابان راه مى‌روید، یك شخصى را مى بینید كه یك ماشین خیلى خوبى دارد مى‌گوئید این حتما آدم پولدارى است پس بروم و با او رفیق بشوم این لحاظ، لحاظ تقییدى مى‌شود وحیثیت اطلاقى در اینجا دیگر وجود ندارد.

  •  سراغ مبحث خودمان آمدیم وقتى كه ما نگاه به موجود مى‌كنیم، مِنْ حَیثُ هُوَ موجودٌ یعنى به موجود خارجى لحاظِ نظر مى‌كنیم، به موجودى كه وجود بر او ثابت شده است؛ به این لحاظ نظر مى‌كنیم. این را دو جور مى‌توانیم تصور كنیم:

  •  در تصوراول نفس وجود را ما از این مى‌توانیم انتزاع كنیم (بدون ضّم ضمیمه) یعنى وقتى كه مى‌گوئیم موجودٌ؛ ما نفس وجود را از او انتزاع مى كنیم و انتزاعِ نفس وجود؛ از این موجود، احتیاجى به متعَّلق ندارد. ألآن فرض كنید در این كتاب. اگر ما بگوئیم: هَذَا الكتابُ أبیضً، ابیض را شما بر این كتاب حمل مى‌كنید و ابیض رامحمول براى كتاب قرار مى‌دهید آیا اتّصاف كتاب بر أبیضیت؛ آیا این اتصّاف، اتصّاف حقیقى است یا اتصّاف مجازى است؟ اتصّاف حقیقى نباید باشد چرا؟ چون ذات كتاب كه أبیض نیست؛ ذات كتاب اصلا رنگ ندارد، لون ندارد. ذات كتاب عبارت از قرطاس، عبارت است از قطن، عبارت است از شجرو از خشب است. اینها را تبدیل به قرطاس مى‌كنند و بعد مطالبى در او چاپ مى‌كنند پس ذات كتاب لون ندارد. پس بنابراین شما كه مى‌گوئید هذا الكتاب أبیض؛ این براى چیست؟ این وصفى كه مى آورید و كتاب را متصّف به أبیضیت مى كنید آیا این وصف حقیقى است؟ نه خیر! این وصفِ حقیقى نیست.