اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۸

3
  •  فرض كنید یك نفر خودش علم دارد و شما به لحاظ علمش به او احترام مى‌كنید؛ یك شخصى پسر فلان كس است مثل اینكه ما پسر آقا هستیم؛ احترامى كه شما به ما مى‌كنید به لحاظ خودمان كه نیست به لحاظ اینكه پسر مرحوم علامه هستیم این لحاظ لحاظ اطلاقى نیست این لحاظ، لحاظِ تقییدى است. به خود علامه بخواهید توجه كنید (مرحوم آقا ـ این لحاظ لحاظ اطلاقى است.

  •  حالا اگر در آنجا مسامحه ایى نباشد البته از باب لحاظِ عرفى عرض مى‌كنیم و الّا در آنجا كه همه اینها (یا حیثیت تقیدیه است یا تعلیلیه‌ء مستندِ به جاعل است و مستند به آن جهتِ ربطى دارد. ـ اما حالا عرفى‌اش را ما نگاه مى‌كنیم الان كسى كه به ما احترام مى‌كند عاشق چشم و ابروى ما هست؟ نه، این كه نیست آیا به لحاظ علم ما هست؟ نه، آقا جان ده هزار تا طلبه در قم هست و ما ده هزار و یكمى هستیم به این لحاظ هم نیست، آیا به لحاظ سیادتِ ما هست؟ آن هم نه، سید زیاد پیدا مى‌شود. خوب به چه لحاظ است؟ به لحاظ سِن ماست؟ خوب ما چهل سالمان است، شصت ساله داریم پنجاه ساله داریم. هفتاد ساله داریم هشتاد ساله داریم همه اینها هست. پس این به لحاظ چیست؟ ضّم ضمیمه‌اى است. یعنى به لحاظ جهت تقیدى در اینجا هست. چون انتساب به یك مبدأ داریم به لحاظ احترام به آن مبدأ به ما احترام مى‌گذارند.

  •  حالا اگر یك كسى آمد آن مبدأ را كنار گذاشت و گفت اصلًا من علّامه را قبول ندارم تا اینكه بچه‌اش را قبول داشته باشم ما مى‌رویم پى كارمان دیگر ما اینجا سرمان بى‌كلاه مى‌ماند. وقتى یكى آمد اصل مبدأ را كنار گذاشت، متفرعاتش چه مى‌شود؟ آن هم كنار مى‌رود مى‌گوید تا حالا كه داشتیم احترامت مى‌گذاشتیم به خاطر بابایت بود حالا بابایت را قبول نداریم تو هم پى كارت برو. ما هم پى كارمان مى‌رویم.