
جلسه ۷۷
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۷
1بسم الله الرحمن الرحیم
عرض شد كه مرحوم آخوند در اینجا در وجه تسمیه واجب الوجود به واجب الوجود بالذات و در وجه تسمیه ممكن الوجود به امكانى كه متعارف عرفى هست و همین طور در امتناع، ایشان یك بیانى فرمودند: و فرمودند: كه در بحثِ تقسیم مفاهیم به مواد ثلاث، وجوب و ضرورت و امكان و بالطَّبَع مفاهیم به واجب و ممكن و ممتنع تقسیم شدنشان بر اساس تقسیم اولیه است. اما بر اساس نظر عقلى خودِ ماهیت و مفهومِ آن، اگر منقسم بشود انقسامش یا به امكان و یا به امتناع است. یعنى یا به ممكن ویا به ممتنع تقسیم مىشود والّا واجب الوجود بالذات ماهیت ندارد. بناءًا على هذا، با نظر عقلى و وِجهه برهانى واجب الوجود بالذات از تقسیم خارج است.
همینطور امتناع، گرچه امتناع به ماهیات و به مفاهیم متَعلّق است یا به بخش مهم آنها شامل مىشود ولى چون بحث وجود در امتناع نیست از دائره بحث خارج است
مرحوم آخوند فرمودند: كه دأب ما بر این است كه در ابتداى امر عناوین و تصدایرات خودمان را با آن فهم متعارفِ عرفى مطرح كنیم و بعد در مقام برهان و در مقام دلیل به مفاهیمى و معانى اى برسیم كه ممكن است آن معانى با عناوین بحث ما و با آن تصدیرات منافات داشته باشد به جهت انس با مطلب كه تقسیم وجود را به، مفاهیمِ واجب الوجود و ممتنع الوجود و ممكن الوجود مىدانستند.
گرچه در بحث واجب، واجب را هویت او و ماهیتِ او را عین هویتِ او و هویتِ او را عینِ عینیت او و عینیتِ او را عین وجود مىدانیم بنابراین ماهیت در واجب الوجود معنا ندارد. تا آن ماهیات قسیم براى ممكن الوجود و ممتنع الوجود باشد.
و همین طور در بحث امكان مطلب به همین قسم است چون امكان به حَسب نظر ابتدائى و مُتفاهم عرفى اطلاق مىشود بر ماهیتى كه صَرف نظر از وجود و عدم خارجىِ او؛ عقل او را لحاظ مىكند و مصداق براى حمل موجود و یا معدومٌ در ظرف ذهن و در ظرف تصور مىباشد.
