
جلسه ۷۷
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۷
6و در مقام انتزاع وجود از ذات حق تعالى وجود را انتزاع مىكنیم
ولى در مقام استدلال خارجى و برهانِ بر وجود بحث مفاهیم كنار مىرود چون خدا ماهیت ندارد. و ماهیت او هویت و علیت اوست كه مساوى با وجود است
حالا در عالم خارج امكان افتقارى امکان ذاتى همان امکان افتقارى است مطرح مىشود یعنى ماهیتى كه در خارج هست ما این ماهیت را به تساوى الطرفین به نسبت به وجود و عدم تعریف نمىكنیم این ماهیت را به افتقار ذاتى او تعریف مىكنیم یعنى مىگوئیم هذا الكتاب ممكنٌ مفتقراً ذاتاً الَى الجاعِل یعنى امكان را به این معنا بر معناى افتقار ذاتى بر كتاب حمل مىكنیم نه امكان را به تعریف اول كه متساوى الطرفین است پس بنابراین براى امكان باید یك معناى دیگرى فرض كنیم كه آن معنا با این مصداق بسازد و آن معنا افتقار ذاتى است و آن افتقار ذاتى با این كتاب هست این كتاب چه باشد و چه نباشد مىگویم: الماهیه مفتقراً ذاتاً الَى الجاعِل و این معناى دیگرى است كه مرحوم آخوند در اینجا كردهاند.1
- جواب: سر جريان اين کتابها خيلى بازى در مىآورند. جلد شانزده، هفده، هجده، به اصطلاح امام شناسى و خلاصه مىگويند نمىشود. بله همان جلد شانزده و هفده که گفتند. نمىشود و بعد خلاصه مخصوصاً جلد هيجده ايشان يک مطالبى داشتند. امام گفتن که امام را به معصوم بايد گفت و در تعابير انسان لحاظ کند و بيخود تعبير نبايد بياورد براى هر کسى، هر کسى يک حدى دارد ايشان واقعاً کلمات ايشان خيلى براى ما راه گشا است حتماً گفتند مثل اينکه غرض مىشود حضورتان ايشان مىدانستند که ديگر خيلى ديگر اين دنيا جلد هيجده را نوشتند والا اين عباراتى که توى اين هست خيلى عباراتش ديگر خيلى تند است که بله ايشان بايد جواب بدهند از اين چيزها به همين مسائل راجع به اين مسائل بايد پاسخگو باشند خوب خيلى عبارت تندى است.
سؤال: چاپ نشده.
جواب: چاپ که شده متوقف کردند اطلاعات متوقفش کرده.
سؤال: توى اين تعبير اوضاع هم اجازه ندادند.
جواب: نه اين مسأله به اوضاع کار ندارد حالا خيلى الآن زود است براى اين کار، خيلى زود است سالها به نظر من بايستى بگذرد تا آماده بشود البتّه من به اخوى گفتم: يک مقدارى از عباراتش را تغيير بدهيم و اگر آنها چيز مىکنند عباراتش را يک قدرى سبک بکنيم حالا آنها تا چه حد موافقند بنظر مىرسد ايرادى نگيرند اگر عبارت تغيير پيدا بکند همان معنا برسد منتهى با يک عبارت ملايم تر.
- جواب: سر جريان اين کتابها خيلى بازى در مىآورند. جلد شانزده، هفده، هجده، به اصطلاح امام شناسى و خلاصه مىگويند نمىشود. بله همان جلد شانزده و هفده که گفتند. نمىشود و بعد خلاصه مخصوصاً جلد هيجده ايشان يک مطالبى داشتند. امام گفتن که امام را به معصوم بايد گفت و در تعابير انسان لحاظ کند و بيخود تعبير نبايد بياورد براى هر کسى، هر کسى يک حدى دارد ايشان واقعاً کلمات ايشان خيلى براى ما راه گشا است حتماً گفتند مثل اينکه غرض مىشود حضورتان ايشان مىدانستند که ديگر خيلى ديگر اين دنيا جلد هيجده را نوشتند والا اين عباراتى که توى اين هست خيلى عباراتش ديگر خيلى تند است که بله ايشان بايد جواب بدهند از اين چيزها به همين مسائل راجع به اين مسائل بايد پاسخگو باشند خوب خيلى عبارت تندى است.
