
جلسه ۷۷
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۷
3حالا اگر فرض كنید من باب مثال ماهیت زید را در خارج مىخواهید در نظر بگیرید. الآن زید ممكن الوجود نیست، زید؛ وجود برایش ضرورى است. زیرا هر جا كه وجودى باشد، ثبوت وجود در آنجا ضرورت دارد. چه اینكه وجود بالذات و یا بالغیر حضور داشته باشد فرق نمىكند. اما وقتى زید موجود شد در خارج آیا وجود باز بالنسیه به این تساوى الطرفین است؟ دیگر تساوى الطرفین نیست. و ضرورى الثبوت ضروریات ثبوت است وقتى این كتاب در اینجا هست وجود براى این كتاب ضرورت بالغیر دارد.
و این یك مسأله بسیار مهمى است كه خیلىها در اینجا دچار غلط شدهاند من الجمله مرحوم آخوند كه در بحث اضلال و اشعه ضلیه حقیه و در مقام علیت نسبت به معلول این مطلب را بیان مىكند. اتفاقاً بوعلى هم به همین مطلب اشاره ب مىكند كه وقتى وجودى در خارج تحقق پیدا كرد دیگر وجود و ثبوت براى او ضرورت دارد. و ترجیح پیدا كرده است و اگر زید در خارج نباشد، عدم براى او ضرورت دارد. و ما به علت آن كار نداریم كه آیا علت هست یا نه. ما مىخواهیم بگوئیم كه آیا با عدم العله آیا وجود براى یك ماهیتى ضرورت دارد یا ندارد؟1
و این همان بحثى است كه در منظومه شد كه امكان ذاتى، هیچگاه از ماهیت حتى در ظرف وجود سلب نمىشود. یعنى حتى اگر فرض كنید كه یك ماهیتى موجود شد امكان ذاتیش تبدیل به ضرورت هر دو طرفین نمىشود. یعنى واجب الوجود نمىشود. و در امكان ذاتى و ممكن بالذات خودش باقى مىماند.
یك وقتى ما بحث مىكنیم راجع به ماهیتى كه هنوز وجود ندارد یا علم به وجود او نداریم، آن ماهیت را تصور مىكنیم و تساوى الطرفینِ وجود و عدم را بر او حمل مىكنیم مىگوئیم ما ماهیت متساوى الطرفین است بالنسبه به عروض وجود بر او یا بالنسبه به عروض عدم بر او.
- سؤال: ماهيّت موجوده را شايد به ما هى تصور مىکنند نه اينکه به لحاظ اين که موجود است.
جواب: ببينيد الآن يک ماهيتى موجود است. خو ما مىخواهيم بگوئيم آيا الآن وجود براى ماهيّت ضرورت دارد يا تساوى الطرفين است؟ و ما نمىتوانيم بگوئيم تساوى الطرفين است.
سؤال: وقتى اين سؤال را مىکنيم يعنى نظر به خود ماهيّت مى کنيم؟
جواب: بحثى که در اينجا هست يک بحث کلى است. و آن بحث اين است که آيا ماهيّت حتى در ظرف وجود آيا امکان ذاتى از او سلب مىشود يا نمىشود؟
- سؤال: ماهيّت موجوده را شايد به ما هى تصور مىکنند نه اينکه به لحاظ اين که موجود است.
