اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۷

5
  •  این اشكالى است كه مرحوم آخوند م به بحث و تعریف تساوى الطرفین به نسبت به ماهیت مى كنند كه ماهیت تا وقتى كه علم به مصداق خارجىِ آن نداشته باشیم این مسأله تساوى الطرفین براى امكان ثابت است. مى‌گوئیم الممكن ماهو، الممكن ما هو یتساوى الطرفین بالنسبه الى الوجود و بالنسبت الى العدم مى‌باشد.

  •  ولى وقتى كه ما علم به مصداقیتِ در خارج را داریم و با چشم خودمان مى‌بینیم كه این ماهیت در خارج هست نمى‌توانیم بگوئیم این ماهیت متساوى الطرفین است

  •  پس بنابراین از كلام قوم استفاده مى‌كنیم كه فرمودند: عالم تعینات كه ما سوى الله است در همه حال از احوال و در همه وقت از اوقات، از امكان ذاتى و از ا اضلّه و اشعه سلب نمى‌شود معنایش افتقار ذاتى است.

  •  پس الممكن ما هو، الممكن ما هو مفتقراً ذاتاً الَى الجاعل، الممكن ما هو مفتقراً ذاتاً الَى الفاعل، كه این تعریف براى امكان در همه حال از احوال باقى مى‌ماند.

  •  اگر فرض كنید نمى‌دانیم این ممكن موجود است یا موجود نیست باز این تعریف براى ممكن است زیدى كه نمى‌دانیم هست یا نه ما هو؟ در جواب مى‌گوئیم ما هو مفتقراً الى الجاعل و زیدى كه الآن هم هست ماهو؟ ما هو مفتقراً الى الجاعل.1

  •  مثلًا وقتى خدا در خارج واجب به ذات شد ماهیت ندارد تا واجب باشد یا اینكه ممكن باشد. یعنى وقتى بحث در واجب الوجود كردیم كه وجوبش عین وجود است و وجودش عین وجوب است و وجود ازآن ذات انتزاع مى‌شود بدون ملاحظه انضمامى و بدون ملاحظه حیثیت تقیدیه ما از خود ذات انتزاع وجوب مى‌كنیم مثل اینكه ما انتزاع زوایاى ثلاث را از نفس مثلث مى‌كنیم وكار نداریم به اینكه این مثلث در خارج وجود پیدا كرده یا اینكه وجود پیدا نكرده یعنى با تصویر مثلث از آن انتزاع زوایاى ثلاث خواهد شد، و با تصور مربع در ذهن بدون هیچگونه ملاحظه انضمامى و بدون ملاحظه هیچ حیثیتى انتزاع زوایاى اربع خواهد شد.

    1. سؤال: يعنى امکان ذاتى برگشت به امکان فقرى دارد؟
      جواب: بله امکان فقرى همان امکان ذاتى است يعنى امکان ذاتى را که تساوى الطرفين تا به حال معنا مى‌کرديم اين امکان ذاتى را به معناى امکان فقرى مى‌گيريم يعنى افتقار به علّت دارد
      سؤال: امکان ذاتى نسبت به حاق ماهيّت و مفاهيم ذهنيّه مى‌باشد و امکان فقرى نسبت به وجود خارجى ماهيّت است.
      سؤال: مگر اين دو اطلاق نمى‌کنند؟
      جواب: بحث در مقام تقسيم ماهيّات من حيث هى هى است که تساوى الطرفين در اينجا صادق است؛ امّا درمقام برهان به لحاظ وجود خارجى نگاه مى‌کنيم و آن تقسيمى که از ماهيّات کرديم به الماهيه إمّا واجِبُ الوُجُود، إمّا مُمتَنِعُ الوجود و إمّا متساوى بالنسبه الى الوجود به نسبت اللوجود و العدم، تساوى در وجود خارجى نمى‌آيد چون وقتى يک ماهيّت وجودِ خارجى پيدا کرد متساوى الطرفين ديگر معنا ندارد.