
جلسه ۷۷
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۷
2یعنى به لحاظ وجود خارجى عقل او را متساوى الطرفین بالنسبه به وجود و بالنسبه به عدم مىداند ذهن وقتى كه زید را تصور مى كند از زید لا اقتضائیتِ بالنسبه به وجود و عدم انتزاع مىكند، زید عدم الاقتضاء بالنسبه به وجود و بالنسبه به عدم است. یعنى مفهوم و ماهیت زید ابداً استجلاب وجود را نمىكند،. غیر از ماء است كه سیلان را استجلاب مىكند و غیر از نفس واجب است كه وجود را استجلاب مىكند و غیر از اجتماع نقیضین است كه امتناع را استجلاب مىكند. و غیر از قضایاى حقیقیه هستند كه نفسِ تصور موضوع استجلاب محمول را مىكند قضایاى حقیقیه مركبه. و همچنین ماهیت زید غیر از فرض كنید كه مثلث است كه استجلاب زوایاى ثلاث را مىكند.
ماهیت زید هیچ وجودى را به طرف خود نمىكشد و متساوى الطرفین بالنسبه به وجود و به عدم است. این را ما ممكن مىگوئیم بعد ایشان مىفرمایند: كه در مقام دلیل و برهان وقتى كه وارد مىشویم ماهیتى را ما در نظر مىگیریم كه این ماهیت هنوز وجود خارجى ندارد و هنوز در خارج تحقّق ندارد.
و یك وقت ماهیتى را در نظر مىگیریم كه در خارج تحقّق دارد مانند زید كه در اینجا نشسته، وجود عارض بر او و عارض بر ماهیتِ او شده و با او در عالم اعیان متّحد شده است حالا این ماهیت زید را كه شما در نظر مىگیرید، این ماهیت را به لحاظ وجود كه در نظر نمىگیرید! خود ماهیت را معرّاى از وجود و عدم در نظر مىگیرید و بعد در قضّیه حملیه وجود را بر او عارض مىكنید و مىگوئید زیدٌ موجودٌ. اینكه مىگوئید زیدٌ موجودٌ زیدِ به شرط محمول را كه در نظر نمىآورید زیدِ تنها را در نظر مىآورید و بعد محمول را بر او حمل مىكنید، مىگوئید زیدٌ، حالا، موجودٌ.
پس این زید مىشود چه؟ این مىشود تساوى الطرفین بالنسبه به وجود و عدم و بعد شما وجود را و یا عدم را بر او حمل مىكنید مىگوئید زیدٌ معدومٌ.
