اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۶

4
  •  فرضاً مى‌گوییم وقتى مى‌گوییم دریا، این دریا عبارت است از یك مجموعه سعى، كه این دریا آب رودخانه از یكطرف به او مى‌ریزد بعد از یك طرف هم خودش در یك رودخانه‌اى فرض آب مى‌ریزد و جریان دارد، بالأخره این دریا عبارت است از این محدوده و آب یكى است و همین آبى است كه از این رودخانه مى‌آید وارد این دریا مى‌شود و بعد از یك جاى دیگر یا چند جاى دیگر بیرون مى‌رود، ولى ما كه دریا را تصور كردیم، این دریا را سعى گرفتیم یعنى یك محدوده جغرافیایى كه شِمال این دریا به فلان كشور و جنوب این به فلان كشور، این محدوده جغرافیایى؛ اسمش را دریا مى‌گذاریم، خوب حالا اگر بگوییم این آبى كه در این دریا هست، و خیلى زیاد است، به نحوى كه هم این دریا و هم آن انهار یكه متشعب هستند از این دریا، این آب مجموعاً چیست؟ مجموعاً ما به این دریا مى‌گوییم خوب اگر اینطور باشد آیا ما مى‌توانیم به آن میائى كه در انهار هست حكم آن میاء را از ماء دریا جدا كنیم؟ دیگر جدا نمى‌توانیم بكنیم، چون ما در اینجا حكم واحد مى‌كنیم، مى‌گوییم در اینجا یك ماء وجود دارد هم این مائى كه در این محدوده جغرافیایى است و هم آن میائى كه در انهارى است كه آن انهار منشعب و متفرع از این دریا هستند در اینجا یك ماء وجود دارد و نمى‌توانیم قائل به اختلاف بشویم.

  •  و تقسیم ما تقسیم صناعى هم نیست. پس در اینجا ما اگر بخواهیم بحث را روى مفاهیم ببریم، یك مفهوم بیشتر باقى نمى‌ماند و آن ممكن الوجود است، زیرا هم ممتنع الوجود از بحث خارج مى‌شود به لحاظ اینكه از مباحث فلسفه بیرون آمده زیرا مباحث فلسفى مباحث وجود است و هم واجب الوجود از، این مباحث، خارج مى‌شود ازالبته ممتنع الوجود ماهیتش از تقسیم خارج نمى‌شود یعنى ما ماهیت را مى‌توانیم به ممكن الوجود و ممتنع الوجود تقسیم كنیم، ولى اگر ممتنع الوجود را به لحاظ وجود بخواهیم تقسیم كنیم این تقسیم غلط است بالأخره باید شائبه‌اى از وجود در ماهیت باشد تا ما بتوانیم آن را تقسیم كنیم یعنى وقتى كه شما ماهیت را به لحاظ وجود خارجى تقسیم مى‌كنید باید بتواند این وجود خارجى عارض بر ماهیت بشود اما در امتناع؛ عدم العروض است. یعنى امتناعِ عروضِ وجود است بر این ماهیت، از این لحاظ از تقسیم ما خارج مى‌شود و الّا از تقسیم اصلِ ماهیت خارج نمى‌باشد.