
جلسه ۷۶
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۶
7حالا ما به این ملك الموت فحش مىدهیم خدا لعنت كند عزرائیل، راه قدمش شوم بود.
مثل آنكه رفت به عیادت آن مریض گفت دكترت كیست؟ گفت عزرائیل؛ گفت قدمش مبارك انشاء الله. گفت دوایت چیست؟ گفت زهر. گفت: نوش جان.
اما اگر در واقع نگاه بكنید؛ مىبینیم ملك الموتى در كار نیست خداوند مىفرماید: «اللَّهُ یتَوَفَّى الأنفُسَ حِینَ مَوتِها وَ الَّتِى لَم تَمُت فِى مَنَامِها»1 وقتى «اللَّهُ یتَوفَّا» باشد چرا به عزرائیل بیچاره فحش مىدهید؟ چرا به مظهر او فحش مىدهید «الله یتوفى الانفس» اینجاست كه مىگویند. «لا تسبوا الدهر فِانَّ الدهر الله. نكته در اینجاست.2
- سوره الزمر [٣٩] صدر آيه ٤٢.
- سؤال: دهر در اينجا به معنى چيست؟
جواب: روزگار.
سؤال: روزگار چه طور پروردگار مىشود؟
جواب: ان الدهر هو الله
سؤال: روزگار که اعتبارى است. ما روزگارى در حقيقت نداريم در حقيقت.
جواب: زمين و آسمان نداريم؟
سؤال: آن مىشود روزگار؟
جواب: خوب بله ديگر. در محله ما به اين روزگار مىگويند سؤال: روزگار به مبداء زمان گفته مىشود؟
جواب: هر چيز زمان و مکان، خورشيد، بالا، مردم.
سؤال: پس در اين صورت شخصى که جانش گرفته مىشود بستگى به ديد آن شخص در سير مراتب وجودىِ نازله روح را مىبينيد، پس آن که عارف است در حقيقت عزرائيل را خدا مىبيند يعنى او را تجلى حق مىبيند اينطور مىشود گفت و براى نفى تناقضِ آياتى که مىفرمايد: بعضى از اعوان ملک الموت جانِ افراد را مىگيرند بعضى مواقع هم خود ملک الموت و بعضى موارد خود حضرت حق مىگيرد. مىتوانيم بگوئيم بستگى به ديد افراد دارد؟
جواب: بله.
سؤال: پس در واقع مراتب نيست؟
جواب: بله مراتب نيست، ظهورات او هست. اما نه اينکه واقعاً مراتب نيست واقعاً ظهورات آن است ولى وقتى که شخص ديدش باز مىشود و در آنجا عزرائيل را واقعاً مىبيند يا اعوان عزرائيل را مىبيند و در عينى که عزرائيل و اعوان عزرائيل را مىبيند آنها را مستقلِ در عمل نمىبيند.
سؤال: براى همه اين ديد هست که مستقل نمىبينيد
جواب: براى همه هست و مستقل در عمل نمىبينند. يعنى مىبينيد اين عزرائيل، بنده خدا کاره اى نيست. اينهم کارى انجام نمىدهد.
سؤال:” «وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»“
جواب: بله؟” «وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»“ آن وقت خيلى عجيب است. يعنى همه چيز را فقط صور مىبيند و صورت هم که اراده ندارد. مثلًا شما يک صورتى را قاب کنيد. اين صورتِ مدينه اصلًا ارادهاى ندارد هيچ و همينطور ايستاده است و تمام اشياء را در عالم مشاهده مىکند که اينها همه صُوَر هستند منتهى صُوَرى که حرکت مىکنند نه اينکه صور ثابت باشند.
مثلًا اگر از يک شخصى فيلمى بردارند و به شما نشان بدهند مىبينيد که اين شخص خودش اين جا نشسته و فيلمش دارد با يکى حرف مىزند. در عين اينکه صحبت را از اين مىبينى، و حرکت را از اين مىبينى، وقتى مىبيند فلان شخص در نوار دارد اين کار را انجام مىدهد متأثر مىشود. و در عين اينکه فيلم را مرتبط به اين شخصمىبينيد مىگوئيد آقا ببين چکار کردى؟ و اشاره به او مىکنى و مىگوئى بين آقا جان چکار دارى مىکنى، خودت تماشا کن ديدى چکار کردى؟ مىگويد آقا من نکردم اين فيلم است من بغل شما نشسته ام. يعنى يک ربطى بين اين دو برقرار است. لذا از نقطه نظر شرعى اين که آقايان مىگويند نگاه کردن به زن مسلمان حتى اگر زن، لخت باشد در فيلمها اشکال ندارد، به جهت اينکه اينها امواج و صور است اين خود شخص که نيست. نگاه کردن به نامحرم حرام است ولى اين فيلم، که زيد نيست اما آنچه ما در روايات و در شرع داريم نظر به نامحرم حرام است. به خاطر اين است که آن ارتباط، بين صورت و بين ذوالصورت اين دو را متحد مىکند.
جواب ديگر اينکه: آقا زنت خودت را عکس از او بينداز تا ديگران تماشا کنند و بهره مند بشوند اين هم جواب حلى قضيه است، اگر راست مىگوئيد. آن وقت انسان تمام اين اشياء را اين طور مىبيند. تمام اين اشياء را به صورتى مىبيند که در عين حال اينها صورت هستند فقط يک حرکتى مىکنند و با فعل و اراده عملى را انجام مىدهند. يعنى اين چيزهايى که درست شده و اين اختراعات واقعاً انسان را به يک مسائل عميق مىرساند.
