
جلسه ۷۵
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۵
1بسم الله الرحمن الرحیم
المنهج الثانى: فى اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواص کل منها
الفصل الأوّل: فى تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحق و الباطل1
در مباحث منطقى، جهاتِ قضایا را به جهات عدیدهاى تقسیم مىكنند كه ظاهراً حدود سیزده عدد مىشود؛ دائمیه و وجودیه و وجوبى ذاتیه و سایر تقسیماتى كه به خود جهات مسأله برمىگردد، به طور كلى، جهتِ در قضیه، عبارت است از: ارتباط وسیع بین موضوع و محمول، كه در ظرف خارج به او ماده گفته مىشود و در ظرف ذهن به او جهت گفته مىشود و این مسأله در قضیه مركبه و بسیطه فرقى نمىكند. چه قضیه ما بسیطه باشد مانند: زیدٌ موجودٌ، یا مركبه باشد، در هر دو صورت یك جهتى بین موضوع و بین محمول وجود دارد آن جهت عبارت است: از نسبتِ اتحادیه و هو هوییه بین موضوع و محمول، كه متعلّقِ براى تصدیق است، یا اینكه متعلقِ براى تصور است.
و این دو با هم فرق مىكند چون یك وقت شما بین یك لازم و بین یك ملزوم بدون تصدیق این جهت را پیدا مىكنید، یك وقت نه، صِرف محمول براى موضوع با توجه به نسبت حُكمیهاى كه دارد این جهت در آنجا پیدا مىشود و این عبارت است: از ارتباط بین این دو مطلب، بین موضوع و بین محمول و این مطلب در كتب منطقى هم صحبتش شده است، كه البته مرحوم آخوند دراینجا، به تفسیر این مسأله مىخواهند بپردازند و از نقطه نظر فلسفى در مورد این مسأله بحث كنند به جهت اینكه فلسفه از وجود بحث مىكند و وجود را به انقساماتى تقسیم مىكند، كه از آن انقسامات، این سه مسأله بیرون مىآید. وقتى كه ما وجود را تقسیم كردیم به وجودِ واجب، و وجودِ بالغیر، طبعاً وجود واجب جنبه وجوب به خود مىگیرد و معنون به وجوب مىشود و واجب بالغیر عنوان امكان به خود مىگیرد و معنون به امكان ذاتى مىشود و عدم هر دو امتناع مىشود. عدم اول، یعنى وجود واجب امتناع مىشود و عدم دوم یعنى واجب بالغیر امتناع بالغیر در مقابل وجوب بالغیر مىشود.
- اسفار، ج ١، ص ١٠٣.
