اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۵

8
  •  مى‌گوییم از فرض عدم ابّوت محالیت لازم مى‌آید محالیت چیست؟ عبارت است: از عدم بنّوت در حالتى كه ما فرض بنّوت را داریم. در اینجا در مورد واجب مى‌فرمایند: آنى است كه از فرض عدمش، محال لازم بیایید. فرض عدم واجب چیست؟ دور و تسلسل است. دور و تسلسل در كجاست؟ در جایى است كه یك امكان ذاتى فرض بشود. ما در مرحله دور و تسلسل به این مى‌رسیم كه اگر امكانِ ذاتى ما، به واجب بالذّات منتهى نشود، محالیت لازم مى‌آید. محالیت عبارت است: از دور یا تسلسل، یعنى اگر این ممكن بالذّات وجود را از ناحیه خودش به خودش افاضه كند این دور مى‌شود، اگر از ناحیه غیر به او افاضه بشود، در نقل كلام بالآخره ما باید به یك واجب الوجود برسیم. اگر نرسیم، تسلسل لازم مى‌آید. حالا اگر من باب مثال ما اصلًا ممكن بالذاتى نداشته باشیم، در اینجا از فرض وجودش محال لازم نمى‌آید. این یك مسأله.

  •  مطلب دیگر اینكه چرا شما مطلب را اینقدر مى‌پیچانید؟ درتعریف واجب شما مى‌گوئید: واجب آنى است كه وجود براى آن ضرورت دارد. پس بنابراین، واجب عبارت است از آن ماهیت آن حقیقى كه از نفس عدم او محالیت لازم مى‌آید. نه اینكه از فرض عدم آن یك محالیتى لازم بیاید، كه عبارت از دور یا تسلسل باشد. چرا مسأله را به دور و تسلسل مى‌كشانید، واجب یعنى آن ماهیتى كه، ذات او اقتضاى وجود را مى‌كند. ما اسم این را واجب مى‌گذاریم. پس بنابراین، اگر ما واجب را این ندانستیم، تبدّل موضوع شده. پس آن نفْسِ فرض وجوب، آن امتناع را در صورت عدم اقتضا مى‌كند. به تسلسل و دور كار نداریم. اصلًا فرض كنید كه ممكن بالذّاتى هم نداشته باشیم، خودِ بحث را مى‌بریم روى واجب الوجود، فرض كنید كه واجب الوجود است و هیچ ممكن بالذاتى را در عالم خلق نكرده، خودِ واجب الوجودِ بَحت و بسیط در عالم محقق است. یعنى یك حقیقت است و آن خود واجب الوجود است، و دیگر هیچ تعینى وجود ندارد روى همان بحث مى‌كنیم، چرا بحث را روى دور و تسلسل ببریم.1

    1. سؤال: اين مطلب همان معناى بديهى بودن شد.
      جواب: بله اين هم همين را مى‌گويد. اين هم مى‌گويدکه ما نيازى به تعريف نداريم.
      سؤال: اگر تعريف بشود دور و تسلسل لازم مى‌آيد.
      جواب: ببينيد البته دور و تسلسل روى اين حساب لازم نمى‌آيد. ما آن بحث دور و تسلسل را به اصطلاح کنار گذاشتيم. فعلًا آمديم روى اين مسأله که واجب، آن است که لازم مى‌آيد «مِن فرضِ عَدمِه مَحال».