اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۴

0
اسفار
جلسات

فصل(9) في الوجود الرابطي

نسخه عربی

جلسه ۷۴

3
  • فله صلوح أن یؤخذ بما هوهو این صلاحیت دارد كه بما هوهو اخذ بشود. فیکون معنى اسمیا وقتى كه ابتدائیت را بما هوهو شما تصور كردید این مى‌شود معناى اسمى. و مى‌شود در غیر اخذ بشود یعنى معناى تعلّقى پیدا بكند، آنوقت مى‌شود معناى حرفى و این به خاطر آن كیفیت لحاظ است بخلاف الإضافات المحضه و النسب الصرفه به خلاف اینكه معناى حرفى اخذ بشود و اضافاه محضه و نسب صرفه آورده بشود در اضافاه محضه و نسب صرفه، فقط معناى حرفى لحاظ شده است شما نمى‌توانید بدون توجه به طرفین آن معناى استقلالى را كه ربط بین دو شئ است لحاظ كنید وهذه الأقسام متأتیه فى العدم تمام این اقسام كه درباره وجود گفتیم؛ وجود رابط، رابط به معناى اول، رابط به معناى دوم، وجود فى نفسه در مقابل رابط اول، وجود فى نفسه در مقابل رابط به معناى اخیر، در عدم هست على وزان ما قیل فى الوجود بر وزان آن كه در وجود است. الّا اینكه یك مسأله هست كه ایشان نفرمودند، این كه در عدم ربط نیست در عدم سلب ربط است. یعنى همان وجود رابط در عدم هم هست منتهى سلب وجود رابط در عدم است. وقتى كه ما مى‌گوئیم «لیس زید بعالم» ایجاد ربط نمى‌كنیم با لیس بین زید و بین عالم، بلكه به وزان موجبه مركبه در اینجا سلب وجود رابط مى‌كنیم از موضوع و از محمول، آنوقت در مقابلش عدم فى نفسه است. آن عدم فى نفسه در قبال وجود رابط به معناى اول است در مقابل رابط به معناى دوم هم هست. لغیره باشد و هلمّ جرّى. وکثیرا ما یقع الغلط من اشتراک اللفظ، از اشتراك لفظ رابط و رابطى، چون هر دو را رابطى مى‌گوئیم، رابطى به معناى اول، رابطى به معناى دوم. غلط پیدا مى‌شود. فلو اصطلح على الوجود الرابط لأول الرابطین اگر ما به جاى وجود رابطى، وجود رابط بگوئیم به معناى اول والرابطى للأخیر رابطى را بگوئیم للأخیر، اسم وجود ناعتى را رابطى بگذاریم. وبازائهما الوجود المحمول به ازاء این دو وجود محمولى بگوئیم لأول المعنیین یعنى در قبال آن وجود رابط، از باب اضافه ما آن را وجود محمولى بگوئیم. والوجود فى نفسه للأخیر وجود فى نفسه را بگذاریم براى أخیر، این وجود فى نفسه دیگر لغیره نیست بلكه لنفسه است. و در مقابل وجود أعراض وجود فى نفسه را براى جواهر بگذاریم، این جواهر هم جواهر مادى باشد. هم مبدعات باشد و هم هو الله تعالى باشد. هر سه اینها را وجود فى نفسه بگوئیم. وکذا فى باب العدم این بهتر است یقع الصیانه عن الغلط و همچنین درباره عدم نیز همین را بگوئیم دیگر اشتباهى نمى‌شود. در وجود رابطى به معناى اول اصطلاح رابط را به كار مى‌بریم.