جلسه ۷۳
6تطبیق فصل ٩: فى الوجود الرابطى
فصل فى الوجود الرابطى. اطلاق الوجود الرابطى فى صناعاتهم در صناعاتشان یكون على معنین دو معنى دارد احدهما یكى از این دو معنا ما یقابل الوجود المحمولى اینكه مقابل وجود محمولى است. وجود محمولى چیست؟ و هو وجود الشى فى نفسه وجود شیء است المستعمل مباحثا لمواد الثلاث. وجود شیء فى نفسه را وجود محمولى مىگویند.
سؤال: چرا محمولى مىگویند این را.
جواب: چون محمولى واقع مىشود.
سؤال: پس مىشود در حقیقت بسیط و در حالى كه حضرت عالى مثال زدید بر هلیه مركبه
جواب: تك تك آنها را ما لحاظ كنیم وجود مقسمى دارد
سؤال: پس هلیه بسیطه نمىشود.
جواب: نه مركب هم همین طور، منتهى به لحاظ تك تك آنها مثلا در زیدٌ ما مىتوانیم بگوئیم زیدٌ موجودٌ ولى در زیدٌ عالمٌ در اینجا دوتا هلیه بسیطه از او در مىآوریم یك «زیدٌ موجودٌ» یكى «العالم موجودٌ» هر دو اینها موجود محمولى دارند. آن وقت این «المستعمل» همان طور كه مرحوم حاجى در اینجا دارد، مىخورد به ما یقابل. یعنى آن است كه مقابل وجود محمول است. یعنى وجود محمولى استعمال نمىشود در مواد ثلاث بلكه وجود رابط استعمال مىشود
وهو ما یقع رابطه فى الحملیات الایجابیه وراء النسبه الحکمیه الاتحادیه وجود رابط چیست؟ آن كه واقع مىشود در رابطه حملیات ایجابیه ولى این وجود رابط ماوراء نسبت حكمیه اتحادیه غیر از آن نسبت حكمیه اتحادیه هوهویه بین موضوع و محمول است.
التى هى تكون فى جمله العقود. این نسبت حمكیه در همه عقود است ولى این وجود رابط فقط در عقود مركبه است نه در عقود بسیطه قد اختلفوا و اختلاف كردند فى كونه غیر الوجود محمولى غیرالوجود المحمولى بالنوع أم لا ثمّ تحقّقه فى الهلّیات البسیطه أم لا. با وجود محمولى در نوع تفاوت دارد. یعنى وجود محمولى یك نوعى از وجود است وجود رابط نوعى دیگر است.
بعد اختلاف كردند در تحقق این وجود رابط در هلیات بسیطه. آیا در قضایاى بسیط هم وجود رابط داریم یا نه؟ والحق هو الاول فى الاول و الثانى فى الثانى حق این است كه اختلاق نوعى هست در وجود رابط و وجود محمولى دوم اینكه در هلیات بسیطه نیست و در هلیات مركبه هست و الاتفاق النوعى فى طبیعه الوجود مطلقا عندنا اگر یك كسى بگوید طبیعت وجود كه یك واحد بیشتر نیست اختلاف نوعى در طبیعت وجود یعنى چه؟ اتفاق نوعى در طبیعت وجود، یك نوع است مطلقا به هر كیفیت لاینافى التخالف النوعى فى معانیها ولى منافات ندارد با اینكه از نظر معانى اختلاف نوعى داشته باشند. یعنى از نظر ماهیت وقتى كه این وجود به ماهیت مىخورد اختلاف پیدا مىشود ولى سنخیت و حقیقتش واحد است. پس اختلاف به ماهیات و به معانى وجود برمىگردد و مفاهیم انتزاعیه؛ و اتفاق به حقیقت و خود وجود برمىگردد فى هو الانتزاعیه.

