جلسه ۷۳
2این عبارت مرحوم آخوند در اینجا دلالت مىكند بر اینكه بین وجود رابط و رابطى ا یك نوع تباین كلى وجود دارد و چه بسا اینكه ما اصلًا اشتراك لفظى را ما بر این دو حمل مىكنیم و كانّه آنقدر نحوه وجود در وجود رابط ضعیف است كه حتى قابلیت اشتراك معنوى را بر نمىدارد و كانّه مىتوانیم بگوئیم در حكم عدم است لذا اطلاق وجود بر وجود رابط در قضایاى هلیه مركبه اطلاق از باب اشتراك لفظى است. این بنابر مبناى مرحوم آخوند و اما بنا بر مبناى ما كه اصل انكار وجود رابط را كردیم به این اصطلاح، در اینجا اصلا وجودى در كار نیست تا این كه رابط باشد و آنچه كه هست رابطى هست و اما بنابر مسلك حق، وجود رابطى عبارت است از همان وجود رابط به معناى حقیقى خودش كه در اینجا مرحوم آخوند به او اشاره مىكنند و مىفرمایند كه بنا بر فلسفه رواقیون و حكمت رواقیون، مسأله با آنچه را كه در حكمت متعاله بیان مىكنیم تفاوت دارد و همین طور بنا بر مسلك مشاعیون كه اصالت را به ماهیت مىدهند این مسأله هم متفاوت است.
معلول عندنا و عند الكل عبارت است از تجلى علت و وجود نازله علت. منتهى در حكمت متعالیه، معلول عبارت است از وجود رابط. یعنى صرف تدلى به غیر بدون تشخص و بدون استقلال در هویت. استقلال در هویت به این معناست كه هویتى و موجودى جداى از علت در نظر بگیریم. این منظور ما از استقلال در هویت است؛ یعنى موجودى در قبال موجودیت علت. حكمت متعالیه این را مردود مىدانند. اما در حكمت مشّاء كه قائل به اصالت ماهیت هستند یا بنابر حكمت دیگر غیر متعالیه كه قائل به مسأله تشكیك در وجود هستند در اینجا هویات مستقله رتبى قائلند. یعنى هر مرتبه یك هویت مستقلهاى را دارد در عین اینكه متكى به مرتبه فوق است. این هویت مستقله موجب انفكات مرتبه فوق از مرتبه ادنى خواهد شد. و همین طور آن حكمایى كه قائل به اصالت ماهیت هستند و جعل را به ماهیت مىدانند آنها هم طبعا قائل به استقلال در ماهیت مىشوند چون جعل به ماهیت مىخورد نه به وجود و ماهیت منحاض از وجود حق است چون آنچه را كه وجود حق است عبارت است از «وجود». هویت حق را وجود تشكیل مىدهد و ماهیت حق را هم وجود تشكیل مى دهد. در این جا بین ماهیت وبین هویت اتحاد عینى برقرار مىشود. الحق ماهیته انّیته؛ ماهیتش عبارت است از همان هویتش.

