جلسه ۷۳
3اما در سایر موجودات، ماهیت وقتى كه مجعول مىشود طبعاً ماهیت با وجود، ناسازگار خواهد بود و استقلال ذاتى در ماهیت به واسطه جعل باید قائل بشویم. از این نقطه نظر ما نمىتوانیم یك نوع اتحاد بین ماهیات و بین هویت حق بر قرار كنیم اینجاست كه معلول با اینكه معلول است استقلال پیدا مىكند كه این مردود است.
بناء على هذا معناى حقیقى وجود رابط براى كل موجودات كه جنبه امكان ذاتى بر آنها حمل مىشود وجودات معالیلى هستند كه این وجودات معالیل هیچ استقلال هویتى ندارند جز ربط در علت؛ یعنى فقط جنبه ربطى علت هست كه به اینها استقلال مىدهد. بعبارت دیگر اگر ما بین علت و معلول بخواهیم مقایسه بكنیم و علت را در نظر بگیریم و معلول را، در واقع معلولى نباید ببینیم جز صرف تنزّل علت.
پس اسم را عوض كردیم معلول گذاشتیم. ولى در واقع علت و هویت علت است. آن هویت علت، مرتبه شدید و مرتبه ضعیف دارد. معلولى ما در اینجا نداریم، اینكه مىگوییم معلولى نداریم بخاطر اینكه مطلب را نزدیك كنم. واقعا معلول است. اما براى اینكه مطلب نزدیك بشود و جا بیفتد عرض مىكنم مطلب آخوند مطلب بسیار متینى است. ایشان مىخواهد بفرماید كه وقتى ما نگاه به علت و معلول مىكنیم دیگر معلولى در مقابل علت نمىتوانیم ببینم كه اسم این را معلول گذاشتیم. چون بمحض اینكه بگوئیم هذا معلولٌ وجود نازله علت است. پس معلول كجا شد؟ اینجاست كه وجود رابط را به معناى حقیقى خودش مرحوم آخوند به جمیع معالیل حضرت حق نسبت مىدهد. چه انیكه این معالیل از ابداعیات باشد ابداعیاتى كه واسطه در آلت یا زمان یا ماده نخواهند اینها را ابداعیات مىگویند؛ مثل عقول. عقول واسطه در آلت نمىخواهد با آلتى در خارج محقق نمىشود. یعنى ماده نیست، یا اینكه مشروط به زمان نیست یا اینكه مشروط به ماده نیست اینها را مىگویند ابداعیات.

