نتیجه
جلسه ۷۲
6پس در اینجا جعل به وجود رابط بین زید و بین عالم تعلق نگرفته بلكه جعل تعلق گرفته به موضوع و به خود محمول و این مواد ثلاث همان طور كه عرض شد روى وجود رابط نرفته اند بلكه روى نسبت حكمیه بین موضوع و محمول رفتهاند.1
- سوال: در حکم سالبه هم ربط هست؟.
جواب: ما در سالبه سلب ربط را بالضروره مىکنيم. يعنى نه اينکه در قضيه ما نسبت نيست. سلب نسبت، خودش نسبت است. يعنى آن نسبت و ربط در خارج بين اين دو، و در اين قضيه نيست.
يعنى وقتى که شما مىگوئيد زيدٌ موجودٌ اين نسبت حکميه بين اين وجود و بين زيد، يک ما به ازاء خارجى دارد. يعنى مىخواهد بگويد همان طورى که در اين قضيه ذهنى ما يک نسبت حکميّه است در خارج يک همچنين نسبتى وجود دارد. امّا در قضيه سالبه مىخواهيم بگوئيم در خارج يک چنين نسبتى وجود ندارد در حالى که ما بايد بالأخره بين موضوع و بين محمول نسبت برقرار کنيم. همان طور که شما در معدوله هم همين حرف را مىزنيد. شما در معدوله المحمول يا معدوله الموضوع مىگوئيد که: الانسان لاشجر، يا، الانسان غير شجر، اين غير شجر معدوله است و در قضيه معدوله مىگويند نسبت وجود دارد. منتهى فرقش اين است که در آنجا نفى و ليس نيست، در اينجا نفى و ليس وجود دارد در معدوله وجود ندارد. ولى نسبت هست. اما اين نسبت فقط يک نسبت در قضيه است يعنى نسبت بين اين دو، حاکى از عدم نسبت در خارج است. ما در اين قضيه بين موضوع و بين محمول سلب نسبت مىکنيم. منتهى اين سلب نسبت بين موضوع و محمول يک وقتى شديد است؛ اسمش را امتناع مىگذاريم. يعنى به هيچ وجه بين موضوع و بين محمول در خارج آشتى برقرار نخواهد شد. يک وقت سلب نسبت بين موضوع و محمول شديد نيست اسمش را امکان مىگذاريم. و مىگوئيم «زيد ليس به شاعر»، يا «ليس زيد شاعراً». اين سلب شاعريّت با زيد آن قدر شديد نيست که هيچ وقت در خارج تحقق پيدا نکند؛ فعلًا نيست. و اين سلب نسبت بين موضوع و محمول يک وقتى به آن شدت نيست، که ما اسمش را امکان مىگذاريم. در هر صورت باز نسبت بين آن دو برقرار است.
سؤال: واقعاً قائل به وحدت نسبت هستيد؟
جواب: بله؟
سؤال: حضرتعالى قائل به وحدت نسبت هستيد. و يکى مىدانيد؟
جواب: بله.
سؤال: پس در هرصورت آن قول قوم بيخود است و ربطى نيست. يعنى ربط هست ولى ذهنى است؟
جواب: خب، بله، بله، عرض ما هم همين است.
سؤال: يعنى ما در خارج نسبت نداريم؟
جواب: ما سلب نسبت داريم ما
سؤال: در خارج هم در موجبهاش هم نسبت نداريم؟ و در موجبه هم نسبت يک امر انتزاعى ذهنى است؟.
جواب: بله انتزاعى است درست است
سؤال: پس فرقى بين موجود و سالب نيست؟.
جواب: درست است فرق نيست منتهى تمام اينها انتزاع است يعنى ذهن مىآيد در قضيه مرکبه موضوع را بدون محمول تصور مىکند و محمول را بدون موضوع تصور مىکند و محمول را با موضوع تصور مىکند. آن وقت از تصور محمول با موضوع انتزاع نسبت مىکند
اينجا يک بحث اشتراک هست که بماند آخر در اينجا مرحوم آخوند قائل به اشتراک لفظى بين وجود رابط هستند.
سؤال مرحوم آخوند مىگفتند بين ماده و صورت ترکيبشان انضمامى است. جواب: چه کسى؟ سائل: مرحوم آخوند. استاد: مرحوم آخوند ترکيب بين ماده و صورت را انضمامى مىدانند و جعل را به خود وجود مىزنند به اين نحو که اگر انضمامى باشد بايد دو تا جعل قائل بشوند. بلکه بايد سه تا وجود و سه تا جعل باشد يک جعل صورت، يک جعل ماده و يک جعل ربط.
- سوال: در حکم سالبه هم ربط هست؟.

