جلسه ۷۲
4اگر شما مىگویید وجود خارجى!، وجود خارجى بدون جعل كه نمىشود. حالا وجود خارجى یا وجود جواهر و یا وجود اعراض و یا وجود ابداعیات و مفارقات است یا اینكه طبیعیات و مادیات و كون و فساد است.
این وجود خارجى آیا جعل به او تعلق گرفته یا نگرفته است؟. ما كه خارج از موضوع و محمول چیزى نداریم. جعل به چه چیزى تعلق گرفته است؟
مىگوئید: زیدٌ عالمٌ، شما مىگوئید در قضایاى مركبه وجود رابط هست و در قضایاى بسیطه وجود رابط نیست. ما در قضایاى مركبه یك زید داریم كه موضوع ماست، یك عالمٌ داریم كه محمول ماست. این جعل یك مرتبه به زید تعلق گرفته و زید را موجود كرده است، یك مرتبه هم جعل به عالم تعلق گرفته عالم را در زید موجود كرده است، یعنى وصف علم را در زید موجود كرده است. حالا اینكه جعل تعلق گرفته و وصف علم را موجود كرده، بین این عالم كه اینجاست و بین زید چه چیزى قائم شده كه جعل یكدفعه دیگر هم به این ـ رابط ـ تعلق بگیرد. پس بنابراین هیچ چیزى در اینجا غیر از موضوع و محمول نداریم. بله، در جعل مركب وقتى كه جاعل آمد نعت را مجعول قرارداد و عالم آمد متصف الوصف براى زید شد ما در اینجا یك مسأله اى را انتزاع مىكنیم و آن ارتباط بین عالم و زید است كه قبلا نبوده و حالا پیدا شده و اسم این را آقایان وجود رابط گذاشته اند. ما اسمش را نسبت حكمیه مىگذاریم.
پس بنابراین بر خلاف مطالب بعضى كه وجود رابط را از قضیه منطقیه جدا كردند و آمدند آن را جزءحقایق خارجیه به حساب آوردهاند
ما رابط را داخل در قضیه منطقى و جزء مفاهیم منطقى به حساب مىآوریم و مىگوئیم قضیه منطقى ما مركب مىشود از چند جزء؛ یك موضوع ویك محمول؛ یك نسبت هوهویت و اتحادیه بین این دو. ـ همان طورى كه قبلا گفتیم و این با نسبت حكمیه تفاوت دارد ـ . و سوم نسبت حكمیه است چون نسبت حكمیه با یقین و با ظن و با شك و با وهم مىسازد در تمام اینها باید نسبت حكمیه باشد و مناط صدق و كذب در قضایا روى نسبت حكمیه رفته است.

