نتیجه
جلسه ۷۱
6ما مىگوئیم باید از تشخص استقلال را به دست بیاوریم. تشخص یعنى شخصیت یعنى قوام به شخص بودن، و قوام به نفس داشتن و روى پاى خود ایستادن و قیوم به ذات بودن است. منتهى در اینجا بغیره است. یعنى قوامش روى پاى خودش باشد. این را ما معناى تشخص مىدانیم اما آن معنایى كه وجودش اصلًا فهمیده نمىشود مگر در ضمن غیر، و اصلًا براى خودش فى نفسه وجود ندارد و لا یخبر عنه هست كسى به این تشخّص نمىگوید و این مطلب یكى از ادله بر عدم وجود رابط است كه از راه تشخص در وجود پیدا مىشود.1
- سؤال: لازمهاش اين است که ما به الاختلافش يا فى غيره باشد يا فىنفسه؟
جواب: بله، بله. شما معيّن هستيد.
علت اين که اين مطالب يک قدرى طول مىکشد به خاطر اين است که مرحوم آخوند آمده است در اينجا خيلى مطالب را همين طور سربسته گفتهاند و رفتهاند و از روش خودشان جدا شدهاند.
سؤال: يک رسالهاى را مرحوم آقاى مدرس دارند.
جواب: بله، در بحث وجود، که کوچک است. ايشان هم بسيار مرد بزرگى بودهاند. در تخت فولاد خيلى از بزرگان هستند.
سؤال: بزرگ فلاسفه ميرداماد است که مال اسدآباد است مير فندرسکى هم که مال اسد آباد است. ملا على نورى که اصلًا مال نور است. سيد على حيدر آملى هم که مال آمل است
- سؤال: لازمهاش اين است که ما به الاختلافش يا فى غيره باشد يا فىنفسه؟

