جلسه ۷۱
5وجود رابط عندالاستاذ
ما قائل به وجود رابط هستیم، اما وجود رابط، به این معنا كه بین موضوع و محمول باشد ما این وجود رابط را قبول نداریم، ما یك وجود رابط، كه تمام اشیاء را تعلقات محض و صرف و مندك در همان اضافه اشراقیه است و غیر از آن ظهور چیزى نیست آن وجود رابط را كه بسیار معناى عالى است قبول داریم، كه همان را مرحوم صدر المتالهین بیان مىكند. ما از حق نگذریم و از انصاف خارج نشویم كه مرحوم صدرالمتالهین در باره حقایق اشیاء، قائل به حقایق تعلّقى و ربطى است و اسم او را وجود رابط، به یك معناى بسیار عالى مىگذارد كه ما به آن كارى نداریم. ما فعلًا بحث را به نحو كلاسیك و دو دو تا، چهار تا جلو مىآئیم در بحث كلاسیك كه مطرح شده است بین موضوع و بین محمول در هلیه مركبه وجود رابط نمىبینیم همان طور كه در هلیه بسیطه هم نمىبینیم اما به یك معناى دیگر وجود رابطى را كه به معناى وجود نعتى است قبول داریم. وجود ربط را به این معناى كل اشیاء را تعلقات بدانیم و اضافه را، اضافه اشراقیه بدانیم و غیر از ظهور آن حقیقت چیزى نباشد آن را قبول داریم. ـ آنها به جاى خودش محفوظ است، مىخواهم بگویم خلط بین مباحث نباید بشود. ـ بنابراین هر جا كه وجود در آنجا پایش را مىگذارد تشخّص خارجى هست. شما در خارج به ما یك وجود رابط را نشان بدهید. وجود رابط در خارج كدام است؟ شما یك زید دارید و یك علمى كه مستند به زید است و بر این زید حمل مىشود. حالا یا عارض بر زید است یا نفس زید خودش موجد و موجب این علم است كه عبارت است از آن صور علمیه. هر كدام از این دوتا باشد وجود رابطش كدام است؟ اگر زید باشد زید كه وجود رابط نیست وجود فى نفسه است. اگر علم است، اگر علم را جدا مىگیرید آن هم وجود فى نفسه دارد. اگر علم را مستند به ذهن و مستند به نفس مىگیرید آن هم مخلوق براى ذهن است. پس وجود رابط در اینجا چه شد؟ در حالى كه شما وجود رابط را یك حقیقت خارجى و یك تعین فى نفسه خارجى مىدانید وجود وقتى كه با خودش تشخص مىآورد تشخص هم با خودش فى نفسه را مىآورد نه اینكه فى غیره را بیاورد. اصلًا با تشخص منافات دارد چگونه شما قائل به تشخص هستید در حالى كه وجود او را وجود فى نفسه مىگیرید؟ اگر بگوئید تشخص در ضمن موضوع و محمول پیدا مىشود یعنى موضوع وقتى خودش متشخّص به ذات است محمول هم كه متشخّص به ذات است. ارتباط بین موضوع و محمول این تشخّص به ارتباط برمىگردد و این تشخّص موجب تمیز است و به این مقدار ما تشخّص مىگوئیم.

