اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۱

0
اسفار
جلسات

فصل(9) في الوجود الرابطي

نسخه عربی

جلسه ۷۱

3
  •  مرحوم آخوند، در ربط بین صورت و ماده در خارج قائل به ربط انضمامى هستند. انضمامى یعنى دو شیء با هم منضم شدند. جاعل اعطاء صورت مى‌كند به ماده‌اى كه خود، او را به وجود آورده است پس ماده را به وجود آورده، صورت را هم به وجود آورده است. بعد بین این دو صورت آشتى بر قرار مى‌كند. این را ربط انضمامى مى‌گویند.1

  •  حالا ما این مبنا را بر قول مرحوم آخوند قرار مى‌دهیم. مرحوم علامه و مرحوم حاجى قائل به وجود انضمامى در خارج نیستند2. مرحوم آخوند كه قائل بر ربط انضمامى بین صورت و ماده ربط هست، اگر این طور باشد چاره‌اى ندارد كه وجود رابط را در هلیه بسیطه هم قبول كند چون اشكال ایشان آن است كه مى‌گویند: در عالم خارج، رابط، ربط بین موضوع كه زید است و بین عالمیت كه نعت است مى‌دهد یعنى دو وجود مستقل فى نفسه هستند منتهى یكى از آنها لنفسه هست و یكى لغیره است، وجود نعت وجود لغیره است، یعنى گرچه وجود فى‌نفسه دارد ولى براى خودش نیست، براى غیر است، بیاض گرچه وجود فى نفسه دارد اگر وجود فى نفسه نداشت كه ما تصوّر نمى‌كردیم این كه تصوّر فى نفسه بیاض را مى‌كنید این بیاض در ذهن شما بدون موضوع وجود دارد یك حمره در ذهن شما بدون موضوع وجود دارد یك اصفرار در ذهن شما بدون موضوع وجود دارد پس بنابراین وجود الوان و وجود اعراض وجود فى نفسه هستند اگر نبودند كه شما نمى‌توانستید تصوّر كنید و من از شما یك سؤال مى‌كنم، آیا مى‌توانید ذاتیات یك شیء را از یك شیء سلب كنید؟ و لو در ذهن خودتان؟ یك زیدى را تصوّر كنید كه این زید گاو باشد؟ اگر شما زید را درست مى‌كنید دیگر نمى‌توانید به صورت گاو در بیاورید یعنى زیدى كه واقعاً زید است، این زید باید به شكل انسان باشد، شما زید را در ذهن بیاورید كه این حیوان ناطق نباشد فرض كنید شتر باشد، این را نمى‌توان تصوّر در ذهنتان كنید، البته در بعضى از موارد مى‌شود یعنى در آن بحث‌هایى كه داشتیم در تبدّل انواع و جواهر و هم در عالم مثال، و مى‌شود كه آن مربوط به مباحث عرفان نظرى هست. اما شما نمى‌توانید فعلًا ذاتیات را از یك شیء سلب كنید، وقتى كه ن‌توانید سلب كنید پس بنابراین چطور مى‌توانید یك ماده‌اى را از یك صورت جدا كنید؟ در حالتى كه در خارج اینها یكى هستند. این چطور ممكن است؟ وقتى كه شما بین موضوع و بین محمول ـ كه صفت است ـ یك وجود دیگرى قائل هستید كه این وجود دیگر، بین این محمول و بین موضوع ربط برقرار مى‌كند. اسم این را وجود رابط مى‌گذاریم. ما اسمش را نسبت حكمیه مى‌گذاریم. شما اسمش را وجود رابط مى‌گذارید. مناقشه در اصطلاح كه نداریم. همین حرف رادر هلیه بسیطه مى‌زنیم مى‌گوئیم در هلیه بسیطه، جاعل جعلش به چه تعلق مى‌گیرد؟ شما مگر قائل به انضمام نیستید. ـ قائل به انضمام بین فعل و ماده و صورت هستید. ـ مى‌گوئید صورت موجود است، ماده هم موجود است كسى نیست كه بین این دو را جمع كند. جاعل، جعلش به ارتباط بین صورت و ماده، تعلق مى‌گیرد. تمام اینها به خاطر این است كه اینها یك ماده‌اى دارند و یك صورتى دارند. ماده اینها كه بین همه شریك است. ماده قرطاسیت فرش و خشب و حجر، بین همه مشترك است. فقط اختلاف در صورت نوعیه است. لذا مى‌گویند حقیقت شیء به صورته لا بمادته. ـ یعنى ماده بنده و ماده سركار البته نه آن ماده. ـ همین ماده انسانیت كه حجر زیر بناى اینها است. و بین همه مشترك هست یعنى بین این كاغذ و بین خشب و بین درخت و بین چیزهاى دیگر، در ماده بودن شریك هستیم. آنچه كه هست این است كه صورت مى‌آید و این ماده را به هر شكلى كه خودش بخواهد و مقتضاى ذاتى خودش است، این صورت را در مى‌آورد. به قول یك آقایى مى‌گفت كه جو، جو است، این جو را مشهدى حسن بخورد، مشهدى حسین در مى‌آورد. همین جو را خر بخورد، كرّه خر در مى‌آورد. جو فرقى نمى‌كند. جو ماده است. بسته به این است كه این جو را كه بخورد؟ ـ فعلًا كه جو خور زیاد است. بسته به این كه جو را چه كسى بخورد؟ به هر صورت كه آن ماده فرق نمى‌كند این ماده، در این، شكم برود، كرّه الاغ در مى‌آید. كرّه ها تفاوت پیدا مى‌كنند. حالا یكى اسمش زید است و كرّه زید است و این هم كرّه خر است. و الّا به هرحال همه، كرّه هستند. این مال اشتراك در ماده است.

    1. سؤال: پس لازمه‌اش، فعليّت دوباره داشتن خود ماده مى‌شود؟
      جواب: بله، خيلى اشکالات به وجود مى‌آيد اين اشکالات زياد است. يکى‌اش همين مسأله‌اى است که شما مى‌فرمائيد که فعليّت داشتن ماده است و نقض قول، به استعداد و هيولا است بله در صورت انضمامى بودن ما همين مطلب را مى‌گوئيم.
    2. -