جلسه ۷۰
4یعنى همان طورى كه در قضیه حقیقیه یك ذاتى یا ذاتیات شیئ را یا غیر ذاتیات شیئ را به یكى از این مواد ثلاث بر این موضوع حمل مىكند، همین طور در قضایاى خارجیه، نسبت بین موضوع و محمول ما با یكى از این مواد ثلاث تحقق پیدا مىكند. فرض كنید مىگوییم: «كلّ عالمٍ فى هذا البلد لهم عباءٌ و رداء» این عباءٌ و رداءٌ در قضیه خارجیه ما بالامكان است، یا اینكه اگر این مستند به علت باشد، این واجب بالغیر و بالضرورت بالغیر مىشود. و كلّ انسانٍ فى الخارج یمكن ان یكون شاعراً ویمكن ان یكون كاتباً. این حمل كاتبیت و شاعریت بالامكان است. یا فرض كنید كه در قضایاى خارجى: «كل انسان آكل» هر انسانى اگر بخواهد به بقاء خودش و به حیات خودش ادامه بدهد باید غذا بخورد. در اینجا قضایاى ما قضایاى خارجیه است. در این جا یا حكم ضرورت مىكنیم یا حكم امكان مىكنیم.
اشكال بر كلام حكما
بناء علیهذا این كه مورد بحث واقع مىشود كه وجود رابط عبارتست از یك امرى وراى نسبت حكمیه و وراى نسبت اتحادیه كه نسبت هوهویت است، این معنا را ما نتوانستیم ادارك بكنیم كه منظور آقایان از این وجود رابط در اینجا چه وجودى است. چون عرض شد همان طورى كه مىبینیم در قضایاى خارجیه موضوع و محمول در قضیه ذهنى ما بازاء خارج است، یعنى حكایت از خارج مىكند به خلاف قضیه ذهنیه، كه هم موضوع ذهنى است و هم محمول ذهنى است و هم نسبت اتحادیه ذهنى است و هم نسبت حكمیه ذهنى است و هم حكم ذهنى است. تمام اینها ذهنى است و ما كارى بخارج نداریم.
سؤال: آن وقت امكان كه خودش خارجى است چطور در این قضیه حقیقیه كه ذهنى هست وجود دارد؟ امكان در خارج است.
جواب: دیروز عرض كردم كه نیست.
سؤال: چطور این سه جهت در قضایاى حقیقه هم هست؟

