جلسه ۷۰
3یك آقایى اینجا نشسته است و مىخواهد این خانم را در عقد نكاحش در آورد، این خانم هم اینجا نشسته و از خدایش است كه این آقا به عقد نكاح او را در بیاورد حال یا بلا واسطه اقدام مىكنند این یك مسأله است. یك وقت یك واسطه مىآورند. واسطه چیست؟ یك روحانى را مىآورند كه این روحانى واسطه مىشود بین این دو ارتباط. پس ببینید ما وجود رابط داریم. وجود ما در عالم تشریع، مىشود وجود رابط، كه بین دو حرام را این وجود رابط حلال مىكند. این خیلى مهم است. دو نفر حرام كه هر دو به همدیگر حرامند این دو نفر با همدیگر حلال مىشوند. این خیلى عجیب است. ببینید! مائیم كه حرامها را حلال مىكنیم، حلال را حرام مىكنیم. یك صیغه طلاق مىخوانیم حلال، حرام مىشود؛ عقد مىخوانیم حرام، حلال مىشود.
سؤال: رابط بین رنگ و كتاب هیچ تعینى ندارد؟ آن وجود چیست؟ وجود رابط تعین دارد؟
جواب: نمىدانم این حرفها را از كجا آوردند، گفتند كه وجود فى نفسه لون را احساس مىكنیم، وجود فى نفسه موضوع را احساس مىكنیم، اما یك وجود بسیار ضعیف و نحیف و لاغرى كه فقط یك استخوان و یك پوست به او هست، اسم او را مىگذاریم وجود رابط، كه بین این موضوع و بین این محمول فقط جنبه ربطى ایجاد مى كند. این مجمل بحث است و چكیده این مسأله كه انشاء الله ما درباره این قضیه باید یك قدرى بیشتر تأمل كنیم و ببینیم آیا كلام آقایان قابل حمل و قابل توجیه هست یا نه؟
مواد ثلاث بر نسبت حكمیه در قضایا عارض مىشوند
در قضیه عرض شد كه مواد ثلاث كه ضرورت و امكان و امتناع هست، اینها بر نسبت حكمیه در قضایا عارض مىشوند. سواءٌ اینكه این نسبت حكمیه در قضایا و نسبت حكمیه بین موضوع و محمول، در قضایاى حقیقیه باشد یا در قضایاى خارجیه. در قضایاى حقیقیه هم ما مواد ثلاث را داریم. وقتى كه مىگوییم كه مثلث داراى سه ضلع است، این ضلع بودن یا ثلاث زوایا، به چه مادهاى براى این مثلث حمل مىشود و به چه نسبتى بر این حمل مىشود؟ به نسبت ضرورت. یعنى ضرورت است كه حكم مىكند به حمل محمول براى موضوع. همان طور در قضیه خارجیه هم ما همین را مشاهده مىكنیم. فرض كنید مىگوییم: «زیدٌ عالمٌ» این علم براى زید به چه مادهاى از مواد ثلاث حمل مىشود؟ به ماده امكان حمل مىشود، زیدٌ عالمٌ بالامكان یا اگر این علم ضرورت داشته باشد براى یك وجودى مىگوییم: «الله عالمٌ بالضروره» یا فرض كنید كه «الجاهل ـ در ظرف جهل ـ عالمٌ بالامتناع» یعنى به واسطه امتناع، ما سلب ربط بین عالم و بین جاهل كردیم. چون عالم و جاهل متناقضین هستند. بناءًا على هذا در قضایاى حقیقیه و در قضایاى خارجیه ما، از نقطه نظر انتساب به مواد ثلاث هیچ گونه فرقى نیست.

