جلسه ۷۰
9پس در وهله اول لون به نظر مىآید، بعد موضوع این لون كه كتاب است به نظر مىآید، یعنى همان جنبه قرطاسیت آن و جنبه این مادهاى كه این لون بر او عارض است. سؤال ما این است كه در عالم خارج وجود به چه تعینى در آمده به عبارت دیگر جعل به چه تعلق گرفته است؟ این را مىدانیم یك جعلى تعلق گرفته به خود كتاب. خود كتاب موضوع است حالا سواءٌ این كه لون كتاب اسود باشد یا احمر باشد. جعل جاعل، به اضافه اشراقیه نه به اضافه اضافیه تعلق گرفته است به موضوع. این را قبول داریم، دوم جعل جاعل تعلق گرفته است به لون این موضوع. یعنى خداوند تبارك و تعالى یكى كتاب را خلق كرده است دوم لون كتاب را خلق فرموده است. اول خدا یك جعلى كرده موضوع را. دوم جعل كرده لون را و سوم جعل كرده وجود رابط را كه نسبت بین لون و بین كتاب است. اگر ما همه اینها را یكى بدانیم مىگوییم هم موضوع و هم لون به جعل واحد جعل شده، كه البته در اینجا این حرف را نمىزنیم. آن جعل، جعل بسیط است. این جعل عرض براى موضوع مركب است. جعل نفس الوجود در اینجا جعل بسیط است. و جعل عرض براى آن، مركب است. حالا آیا این طور است كه یك جعل تعلق مىگیرد به كتاب و نفس الكتاب را یصبح موجوداً. یك جعل تعلق مىگیرد به لون، نفس اللون را یصبح موجوداً. و یك جعل هم تعلق مىگیرد به ارتباط و حمل عرض بر این موضوع به او مىگویند جعل مركب؟ یعنى جعلى كه واسطه بین این عرض و بین این موضوع است. در مورد اعراض، جعل واحد است. یعنى به نفس جعل عرض جعل رابطه هم هست. یعنى این عرض را كه جعل مىكند، این جعل در این كتاب تحقق پیدا مىكند نه اینكه یك جعلى بكنند بعد یك جعل دیگر مخفیانه و خیلى پنهانى و ضعیف و نحیف در این وسط باشد. این را ما نمىتوانیم اثبات بكنیم و راهى براى اثبات این مسأله نیست. الّا این كه قائل به تعدد جعل بشویم كه این تعدد جعل خودش محلّ براى تأمل است. بنابراین این را ما فعلّا به عنوان در بسته و سربسته در اینجا عرض كردیم تا اینكه به مطالب دیگر این بحث برسیم و بیشتر از این راجع به این بحث شرح و گسترش ندهیم، چون بعداً مفصل این بحث مىآید و شرح خود نفس جعل را، و فرق بین جعل و مجعول را، و فرق بین مقوله و اضافه اشراقیه را، این را در آنجا باید عرض بكنیم.

