جلسه ۶۹
6مىداند وجود زید ممكن است پس این امكانى كه رفته روى ماهیت رفته به لحاظ وجود. یعنى وقتى كه شما ماهیت را لحاظ مىكنید بدون توجه به علت و بدون توجّه به معلول، در اینجا امكان وجود را حمل بر او مىكنید. امكان وجود یعنى چه؟ یعنى ممكن است از ناحیه علّت افاضه وجود به این بشود، پس مىشود قضیه خارجیه، ممكن است از ناحیه عدم علت، عدم بر او بار بشود این مىشود عدم خارجى. پس خود زید فى حد نفسه بالنسبه بوجود وعدم با صرف نظر از علت و علت عدم یا عدم العلت وجود براى او مىشود امكان.
این مربوط به قضایاى خارجیه است. حالا صحبت ما این است كه فرقى كه شما براى این مواد ثلاث در قضایاى حقیقیه و در قضایاى خارجیه مىگذارید از كجا آمد؟ این مواد ثلاث چطور بین قضایاى حقیقیه و بین قضایاى خارجیه داراى اختلاف است؟ جهت اختلافش كجاست؟ ثمرهاش در كجا ظاهر مىشود؟ امكان در مورد قضایاى حقیقیه نیست بلكه مربوط به خارجیه مىشود آیا در ترتب امكان و امتناع و ضرورت بر نسبت بین محمول و موضوع آیا مگر ثبوت این مورد توجه قرار نمىگیرد؟ حالا یا ثبوت ذهنى یا ثبوت خارجى. در قضایاى حقیقیه شما محمول را به لحاظ ثبوتش براى موضوع حكم به ضرورت یا امتناع مىكنید. «كلّ مثلّث له زوایا ثلاث» به لحاظ ثبوت سه زاویه بر مثلث شما حكم به ضرورت مىكنید و مىگویید ثلاثه زوایا ثابت بالضرورّه للمثلّث. اربعه زوایا ثابت بالضروره للمربع. سته زوایا ثابت بالضروره للمسدّس.
بنابراین در اینجا ثبوت را شما لحاظ قرار میدهید براى عروض امتناع یا ضرورت بر نسبت حكمیه بین محمول و موضوع. همین هم در خارجیه است چه فرق مىكند؟ منتهى در قضایاى ذهنیه چون وجود، وجود ذهنى است پس این ثبوت مىشود ثبوت ذهنى. در قضایاى خارجیه چون وجود، وجود خارجى است پس این امتناع و امكان و ضرورت مىرود روى وجود خارجى. در هر صورت این به لحاظ اختلاف در وجود است نه به لحاظ خود مواد ثلاث. مواد ثلاث روى نسبت بین موضوع و محمول رفته به چیز دیگر كار ندارد

