جلسه ۶۹
5حالا بیایم ببینیم كه در قضیه خارجیه چگونه است؟ در قضایاى خارجیه كه مصداق براى قضیه خارج است آیا این مواد ثلاث تغییر پیدا مىكند؟ یعنى شكل آنها عوض مىشود یا عوض نمىشود؟ پس در قضیه خارجیه ملاك ما مصداقیت قضیه هست در خارج. ملاك وجود این قضیه هست در عالم خارج. این ملاك براى صحّت صدق تعلّق مواد ثلاث و حمل مواد ثلاث بر نسبت حكمیه خواهد بود ولى نسبت حكمیه در اینجا عبارت است از تحقّق وجود در خارج. وقتى كه ما مىگوییم زیدٌ موجودٌ بالضروره او بالامكان او بالامتناع سه لحاظ در اینجا مىكنیم. تا مىگوییم «زید موجود» یك دفعه شما در ذهنتان این را مىآورید، یكى از این سه مورد را مىآورید: زید موجود بالضروره او بالامكان اوبالامتناع. با خودتان تصوّر مىكنید اگر این زید علّت موجبه داشته باشد بنابراین این مادّه در زیدٌ موجودٌ ماده ضرورت است؛ یعنى زیدٌ موجودٌ بالوجوب البته حالا یا وجوب ذاتى یا وجوب غیرى. البته در ممكنات، وجوب غیرى هستند ولى بالوجوب؛ چون امكان ندارد انفصال معلول از علت. وقتى علّت مفیضه افاضه وجود مىكند پس این ماده را در این مواد ثلاث باید وجوب و ضرورت در نظر بگیریم.
یك وقتى شما مىگویید زیدٌ موجودٌ با توجه به اینكه عدم علّت در اینجا محقّق است و هنوز علّتى وجود ندارد. علت محدثهاى براى او وجود ندارد و سلسله علّت به وجود او فعلًا نرسیده است و موانع و صرائفى براى وجود او باقى است. در اینجا متكلّم، مىآید مىگوید «بالامتناع» پس به لحاظ عدم تحقّق علّت كه این عدم تحقّق علّت لازم گرفته است امتناع معلول را از وجود؛ ذهن حكم مىكند به امتناع پس «زیدٌ موجودٌ بالامتناع»
تمام اینها لحاظ خارج است و ما لحاظ ذهن در اینجا نداریم در قضیه ذهنیه و خارجیه اگر یك قضیه را گفتید ببینید مخاطب دنبال چه مىگردد و چه چیزى را پیگیرى و تعقیب مىكند؟ اگر وجود خارج را تعقیب كرد بدانید این قضیه قضیه خارجیه است؛ اگر نه، اصلًا به خارج كارى ندارد، به اصل خود قضیه كار دارد نه به لحاظ خارجش، این قضیه مىشود قضیه حقیقیه. اگر آمدید و گفتید «زیدٌ موجودٌ» و این نگاه كرد و مىداند آیا علت برایش آمده یا نیامده؟ نمىداند آیا یك علتى آمده كه این را موجود كند یا صارف و مانعى براى او وجود دارد؟ به محضى كه شما گفتید «زیدٌ موجودٌ» آنچه را كه این حكم مىكند امكان است. امكان یعنى تساوى الطرفین به نسبت الى الوجود والعدم.

