جلسه ۶۹
1بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه بحث قضایا و احكام و كیفیت نسب
بحث راجع به قضایا و احكام و كیفیت نسبى كه بین اجزاء اصلیه قضایا كه موضوع و محمول است بود. عرض شد تأمّل در این مسائل براى ادراك حقیقى وجود رابط و همین طور بیان نسب ثلاث و مواد ثلاث ضرورت و امكان و امتناع لازم است. مسألهاى كه در مورد قضیه باید مورد توجه واقع بشود این است كه در قضیه، یك بار بحث ما بحث ماهوى موضوع نیست و بحث كلّى طبیعى من حیث هى نیست بلكه به ملاك تعیین خارج است. چون گاهى بحث مىكنیم از كلّى طبیعى، به ما هى هى كه از او تعبیر به قضایاى حقیقیه مىشود سواءٌ اینكه در خارج تحقّق داشته باشد یا نداشته باشد. مثل اینكه بحثهایى كه روى خود طبیعت «الانسان» من حیث هو «حیوان ناطق» مىشود چه اینكه در خارج باشد یا در خارج نباشد. یا اینكه فرض كنید: مىگوییم «كلّ مثلث له ثلاثه زوایا.» چه این مثلث در خارج وجود داشته باشد یا نداشته باشد. این را مىگوییم قضیه حقیقیه. در قبال آن قضیه خارجیه است كه عبارت است از حمل محمول بر موضوع به لحاظ تحقّق خارجى و به لحاظ افراد. سواءٌ كه آن افراد، افراد محققه الوجود یا مقدره الوجود باشند. بعكس آن، قضیه حقیقیه و خارجیه بنابر اصطلاح مرحوم نائینى هست كه گفتیم كه در آن محل تامّل است.
بنابراین ما در قضایاى حقیقیه، آنچه كه به آن توجه داریم نفس حمل محمول است بر موضوع، حال این حمل یك وقتى لحاظ ذاتى خودش است كه همان قضیه حقیقیه باقى مىماند. در این موقع حمل الشئ على نفسه مىشود و حمل ذات بر ذات مىشود. و وقتى كه ما نسبت بین محمول و بین موضوع را بخواهیم لحاظ بكنیم، مىبینیم نسبت ضرورت است؛ چون انفكاك ذات از نفس خودش معنا ندارد. وقتى كه مىگوییم كل مثلث له زوایا ثلاث؛ آیا این سه زاویه بودن براى مثلث ضرورت دارد یا ندارد؟ ما اصلا كارى به وجود خارجى نداریم، ما مىخواهیم ببینیم ماده این كه عنوان ضرورت است آیا صادق است یا نه؟

