جلسه ۶۸
7در قضایاى ذهنى كه بیان به زبان و لسان ما نداریم، همان صرف ثبوت محمول به نحو بطّى و به نحو قطعى براى موضوع این خودش حكم است. فرقى نمىكند بگوییم" النار حارّه" یا اینكه بگویم" النفس مجرّده"، در هر دوى اینها ثبوت محمول براى موضوع است. پس صرف تصوّر موضوع و محمول كافى نیست، منتهى چون آنقدر این قضیه روشن است، به نظر مىرسد كه در اینجا از این نكته غفلت شده است، كه حكم همراه با تصوّر مىآید. یك وقتى حكم همراه با تصوّر نمىآید، یك كتاب باید شما بخوانى. هزار تا قضایا را كنار هم بگذارى تا به این نتیجه آخر برسى یا نرسى كه" النفس مجرّده أم لیس مجرده بل مادىٌ" یك وقتى اینطور است. یا اینكه فرض كنید كه" هل الملا مجرده أو لا، هل الروح مجرّده أو لا، هل الروح من الله تعالى أو لا"، اینها قضایایى است كه با یك تصوّر و دو تصوّر درست نمىشود، اینها قضایایى است كه چند تا كتاب باید بخوانید وتازه در آن حرف است.
یك وقت حكم به اینصورت است كه باید بعد از هزار تصوّر وطى مقدمات براى انسان پیدا بشود. امّا یك وقتى نه، دفعتاً واحده بچه دو ساله هم مى فهمد. بچه دو ساله اگر دستش را به بخارى بزند یكدفعه این ثبوت محمول براى موضوع براى او روش است و این غیر از این است كه صرف تصوّر موضوع و محمول، خودش نفس همان تحقق محمول براى موضوع عندالذهن باشد، نه اینطور نمىتوانیم تأیید كنیم. این مسئله دوم.
مطلب سوم: هیچ فرقى بین قضیه مركبه و بسیطه وجود ندارد
مطلب سومى كه در اینجا هست این است كه هیچ فرقى بین قضیه مركبه و بسیطه وجود ندارد، یعنى فرض كنید كه در قضیه بسیطه، در جلسه قبل عرض شد كه همان نفس وجود براى موضوع ثابت است. مىگوییم" زیدٌ موجودٌ" در این قضیه بسیطه مىگویند كه وجود رابط در اینجا معنى ندارد و به جهت اینكه، ما نسبتى در اینجا نداریم، تا اینكه وجود رابط همان جهت نسبت باشد كه در عالم خارج مىخواهد تحقق پیدا بكند. در فرق بین قضیه مركّبه و بسیطه باید این را عرض بكنم كه ما هیچ اختلافى بین این نسبت بین محمول و موضوع نمىبینیم الّا در تصرّف در عقد الوضع. یعنى همان طور و به همان كیفیت كه بین موضوع و بین محمول در قضیه هلیه مركّبه ارتباط وجود دارد، تصوّر موضوع، تصوّر محمول، نسبت هوهویت بین محمول و بین موضوع، نسبت حكمیه بین محمول و بین موضوع، جزم و حكم به این نسبت حكمیه بین موضوع و محمول، همان طورى كه به عینه در" زیدٌ موجودٌ" وجود دارد همین طور هیچ فرقى نمىكند در" زیدٌ موجودٌ" تصوّر زید مىخواهد، تصوّر موجودٌ مىخواهد، اتّحاد بین موضوع و محمول مىخواهد كه در اینجا اتّفاقاً اتّحاد از همه اتّحادها قویتر است و در قضیه هلیه بسیطه، نسبت اتّحادیه و هوهویه بین محمول و بین موضوع میخواهیم، نسبت حكمیه بین موضوع و محمول مىخواهیم چون بعضى از وقتها شك داریم هل زیدٌ موجودٌ او لا. پس باید در اینجا نسبت حكمیه هم داشته باشیم چون حكم مىرود روى نسبت حكمیه، پس در اینجا حكم هم مىخواهیم.

