اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۸

0
اسفار
جلسات

فصل(9) في الوجود الرابطي

نسخه عربی

جلسه ۶۸

5
  •  صحبت در این است كه آیا در آن صقع نفس شما، حرارت مستند به نار هست یا نیست؟ و آیا لازم نار هست یا نیست؟ این كه شما مى‌گویید نار حرارت دارد، النار حارّه، آیا بدون ارتباط بین نار و حرارت آمدید حارّه را حمل بر نار كردید یا آن ارتباط مخفى و مكنون در شما موجود است؟ كدام یك از این دو؟ بدون تصوّر بین نار و حارّه كه شما حارّه را بر نار حمل نمى كنید. بنابراین ذهن و نفس قبل از اینكه علم به حرارت نار پیدا كندو قبل از اینكه بگوید، در صقع وجودش این تصدیق بوجود آمده است یعنى وقتى كه شما دست را به آتش مى‌زنید، من باب مثال هنوز تا بحال با آتش برخورد نكرده‌اید، اصلًا نمى‌دانید یك مقوله‌اى به نام آتش در عالم وجود دارد، یك شخصى مى‌آید در اینجا یك بخارى مى‌گذارد و در این بخارى آتش و نار مشتعل مى‌شود و این حدید، ساخن مى‌شود و حارّ مى‌شود و دست شما براى اولین بار به این مى‌خورد، همین كه برخورد میكند دفعتاً آنرا مى‌كشید، در این برخورد و عكس العمل شما آیا تصوّر براى شما پیدا شده یا تصدیق براى شما پیدا شده است؟ تصدیق براى شما پیدا شده است، منتها چنان این دو با سرعت و باشدت انجام مى‌گیرد كه این قابل براى اندازه گیرى در اینجا نخواهد بود.

  •  حكمى را كه نفس مى‌كند یك وقتى آن حكم را بعد از تأمّل و ساعاتى تفكر برایش پیدا مى‌شود. براى اینكه حكم كند كه" النفس مجرّده" یا نه، یك جلد ششم اسفار را باید بخواند. كه بعد از این خواندن ممكن است باز هم براى او شك در تجرّد نفس یا علم در تجرّد نفس پیدا بشود. یك وقت اینطور است، یك وقتى نه، در عرض یك ثانیه، هم تصور موضوع وهم تصور محمول و هم حكم بین این دو برایش پیدا مى‌شود و این غیر از این است كه ما بگوییم اصلًا در اینجا حكمى وجود ندارد، و فقط تصوّر محض است. اگر تصوّر محض است چطور شما عكس العمل نشان دادید؟ امكان ندارد ذهن انبعاثى به سمت یك عمل و فعلى پیدا بكندو براى او بواسط اراده حركت در عضلاتى پیدا بشود، الّا اینكه حكم براى او پیدا بشود. در مقدّماتى كه در بحث اراده هست مانند تصوّر موضوع، مسائل موضوع، جوانب موضوع، شوق اكید، علم به غایت، ادراك غایت و هدف و شوق موكّد و تمام این چیزهایى كه گفته اند، لازمه اش این است كه حكم در نفس پیدا بشود. اگر صرف تصوّر باشد و شما هر قدر هم تصوّر كنید نفس فعلى را انجام نمى دهد و به سوى غایت كشیده نمى شود. مثل مانند اینكه شما هزاران صفر در كنار هم بگذارید تا یك عدد در كنار آنها نباشد، مفهومى پیدا نمى كند.