جلسه ۶۸
2هنگامى كه فردى مى پرسد" هل زیدً حیوانٌ ساهلً؟ او در ذهن اینها را یكى كرده است. تصوّر وحدت در اینجا براى او هست ودر اینجا از وحدت خارجى سؤال مىكند، یعنى بطور كلى یك وقتى كه مىخواهد سؤال بكند، ذهن خودش این وحدت بین موضوع و محمول را على نحو تردید به وجود آورده است" هل زیدٌ ساهلٌ أو زیدٌ ناطقٌ". حیوانٌ ساهل أو حیوانٌ ناطق، یعنى مىخواهد بگوید همان طورى كه من در ذهنم بین اینها وحدت برقرار كردم آیا در خارج هم بین اینها وحدت هست یا نه؟ از آن وجود خارجى دارد سؤال مىكندو نه وجود ذهنى. یعنى مىخواهد بگوید بین زید و بین ساهل در عالم خارج وحدتى هست یا وحدت نیست؟ جواب: نه ببینید.
این حكایت از وحدت خارجى مىخواهد بكند، وقتى كه مىگوید زیدٌ ناطقٌ أم لا، او این به چه لحاظى این حمل را مىكند؟ مىخواهد از وحدت سؤال بكند. مىخواهد بگوید كه آیا بین ناطق و بین زید در خارج وحدتى هست یا نه؟ اما اگر واقعاً خودش قائل به وحدت نیست آیا مىتواند بین زید و بین این، وحدت برقرار كند؟ نمىتواند. پس در اینجا متكلّم مىداند كه باید بین موضوع و بین محمول یك وحدتى باشد. این را مىداند. منتهى نمىداند این وحدت در چه مصداقى تحقّق پیدا مىكند؟ در مصداق ناطقٌ یا در مصداق ساهلٌ تحقّق پیدا مىكند؟ پس اینهم به دنبال وحدت دارد مىگردد. منتهى آن جنبه خارجى را دارد در ذهنش مىآورد. یعنى امكان ندارد كه متكلّم بداند كه بین موضوع و بین محمول وحدتى وجود ندارد و در عین حال یك قضیهاى بیاید بگوید یك كه ربطى به هم ندارد مگر اینكه دیوانه باشد. منتهى اگر به نحو استفهام باشد، معنایش این است كه این دارد به دنبال وحدت مىگردد یعنى وقتى از شما ال مىكند" هل زیدٌ عالمٌ أو جاهلٌ؟" یعنى اگر من بخواهم یك وحدتى بین زید و بین یكى از این دو تا لاجرم برقرار كنم، كدامیك از این دو تا به زید مىخورد؟ یعنى آنهم باز بدنبال وحدت دارد مىگردد. این مسأله اول به هوهویت و نسبت اتحادیه بر مىگردد.

