نتیجه
جلسه ۶۸
9این سه مسأله مهمى بود كه در باب قضایا مىبایست بگوییم تا اینكه این معناى وجود رابط یا رابطى براى ما روشن بشود.1
- سؤال: شما فرموديد که يک اتّحاد و هوهويت بين موضوع و محمول و طبعاً يک نسبت و يک ارتباط هست، اين ارتباط چه معنايى غير از نسبت حکميه دارد؟
جواب: ببينيد يک ارتباطى بايد بين اين دو باشد، اين ارتباط که الآن ما آمديم محمولى را براى موضوع آورديم، اين آوردن محمول براى موضوع، يعنى بين اين دو ارتباط برقرار کرديم
آن هوهويّت يک مسأله ديگر است، هوهويّت اين است که اصلًا بدون هوهويّت نمىتوانيم قضيه را بياوريم. يعنى فرض کنيد من باب مثال وقتى متکلّم مىخواهد، موضوع را بگويد مخاطب مىفهمد محمولى را بايد براى اين از بين محمولهايى که در عالم هست که بتواند با اين موضوع بخواند انتخاب کند. نکته دقيق اينجاست، پس بنابراين هر محمولى را که بياورد نسبت هوهويّت بين اين و بين او برقرار است. اصلًا کارى ما به اين ارتباط به اين دو تا نداريم. فرض کنيد يک موضوعى را در اينجا قرار مىدهد، يک محمولى را هم در اينجا قرار مىدهد، مىگويد من مىخواهم عالمٌ را براى موضوع خودم که زيد است محمول قرار بدهم بنظر شما اين درست است يا نه؟ مىگوييم بله عالم از اوصافى است که به زيد مىخورد. مىگويد بنده مىخواهم تيرآهن را محمول براى موضوع و زيد قرار بدهم، مىگوييم آقاجان، ديوانهاى؟ تيرآهن به زيد چه مربوط است؟ حالا بالاخره در بعضى از موارد ممکن است مشباهتى باشد، ولى بالاخره تير آهن از يک مقوله اى است، از مقوله حديد است. زيد هم از يک مقوله است. اصلًا شما نبايد اين تيرآهن را محمول انتخاب بکنيد. نبايد اصلًا بياوريد. اين را ما اسمش را مىگذاريم نسبت اتّحاديه و هوهويّت. حالا بعد مىآيد اين عالم را در کنار زيد قرار مىدهد اين مىشود نسبت حکميه. اين نسبت حکميه همانى است که قابل براى حکم و عدم حکم است يعنى هم شما مىتوانيد حکم کنيد هم مىتوانيد هل بياوريد حکم بکنيد. حکم روى نسبت حکميّه رفته است.
هوهويّت غير از آن نسبت حکميّه است
- سؤال: شما فرموديد که يک اتّحاد و هوهويت بين موضوع و محمول و طبعاً يک نسبت و يک ارتباط هست، اين ارتباط چه معنايى غير از نسبت حکميه دارد؟

