جلسه ۶۷
7مىآئیم داخل در مباحث مفاهیم. در قضیه ما در اینجا یك نسبت بین موضوع به محمول داریم. آن نسبت بین موضوع و محمول یا نسبت حكمیه است یا غیر حكمیه. خب بین قضایاى بسیطه بین قضایاى مركّبه اینجا چه فرقى پیدا كرد؟ شما، هم در قضایاى بسیطه بین موضوع و محمول قائل به نسبت هستید هم در قضایاى مركّبه. یعنى در قضایاى بسیطه مىگوئید بین زیدٌ و موجودٌ نسبت است و نسبت هم یكى از مواد ثلاث است این موجود براى زید یا ممتنع است یا ممكن است یا ضرورت دارد مىگویید عالم براى زید یا ضرورت دارد یا ممكن است یا ممتنع. پس در اینجا چه نسبت دیگرى مىتوانید شما به ما نشان بدهید كه آن نسبت را ما وجود رابط بنامیم؟ آن نسبت را ما بنامیم؟ اصلًا دیگر نسبتى وجود ندارد. موضوع داریم و محمول داریم و نسبت بین این دو داریم و حكم به این نسبت یا عدم حكم به این نسبت و تشكیك در این حكم. و الّا در خود نسبت كه تشكیك نیست وقتى كه ما مىگوییم هل زیدٌ عالمٌ ما در نسبت بین زید و عالم كه تشكیك نمىكنیم. چون خود ما عالم را آوردیم و در عالمى را كه ما آوردیم كه نمىتوانیم خودمان هم تشكیك كنیم. این عالمى كه در اینجا آوردیم آیا واقعاً آوردیم یا نیاوردیم!؟ خب دیگر نمىتوانیم. بله در حكم این نسبت ما تشكیك مىكنیم كه آیا نسبت بین عالم و زید آیا محكوم و متنجّز است یا اینكه مشكوك است؟ ما در این تشكیك مىكنیم و از اینجا این اختلاف بین این مسلك پیدا مىشود كه آیا در قضایاى بدیهیه نسبت حكمیه وجود دارد یا ندارد كه بعد به این بحث خواهیم پرداخت.
بنابر این شما حتى در قضایاى حملیه مركّبه حتى كه مرحوم آخوند قائل به این هستند كه در این وجود رابط است نه در قضایاى بسیطه مثل زید موجود. شما غیر از ارتباط و نسبت بین محمول و موضوع، یك نسبت دیگرى را كه اسمش را وجود رابط بگذارید به ما نشان بدهید.

