اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۷

0
اسفار
جلسات

فصل(9) في الوجود الرابطي

نسخه عربی

جلسه ۶۷

3
  •  در بحث وجود، وقتى كه مى‌آیند وجود را تقسیم مى‌كنند «الوجود إمّا فى نفسه او فى غیره». كارى ما به اعیان خارجى نداریم. بعضى آمده‌اند این بحث را بحث اعیان خارجى، یعنى حقیقت وجود در خارج دانسته‌اند این حقیقت وجود یا حقیقت فى نفسه و آن تشخّص استقلالى وجود است. چه آن فى نفسه لنفسه هم باشد، مانند قیوم بالذات، چطور این كه صدر المتألّهین مى‌فرماید كه در وجود فى نفسه، لنفسه هم هست. هم وجود فى نفسه دارد، وجود استقلالى دارد یعنى براى فهمیدن معنا و مفهوم آن ما نیاز به شیء دیگرى نداریم وقتى كه نظر به این مفهوم مى‌كنیم، نظر به این طبیعت مى‌كنیم، یك مفهوم استقلالى از این نظر براى رائى و براى شخص عالم به این ماهیت و به این حقیقت روشن مى‌شود كه این مى‌شود مفهوم فى نفسه. حالا این حقیقت و این طبیعت فى نفسه یا براى خودش هم هست. یعنى استقلال ذاتى دارد قیوم به ذات است، قائم به ذات است، نه قائم بالغیر. بعبارت دیگر فاعلى در تحقق او دخالت ندارد. خود او قائم به ذات و به نفسه هست كه این فقط در وجود بارى تعالى و قیوم به ذات صادق است، یا اینكه نه، این حقیقت فى نفسه، یك قیومیت بالغیر دارد. قائم بالغیر است و غیر در او افاضه كرده است. افاضه وجود از ناحیه غیر است، اگر اینطور باشد مانند همه معالیلى كه هستند چه در ابداعیات و صور مجرده و چه در غیر ابداعیات كه عالم طبع باشد در تمام اینها جنبه معلولیت و تولى بالغیر و اتكاء بالغیر لحاظ مى‌شود. پس اینها وجود فى نفسه لغیره هستند. بحث بر سر وجود فى نفسه لنفسه نیست. تمام عالم خلق همه ممكنات، سواٌ كانت ابداعیات یا غیر ابداعیات، سواٌ كانت مجردات یا غیر مجردات است. حالا از وجود فى نفسه ما صرف نظر بكنیم، تقسیم دیگرى براى وجود هست، كه «الوجود إمّا فى نفسه او فى غیره». وجود اما فى نفسه هست یا فى غیره. اینجا مسائلى پیش مى‌آید یكى اینكه آیا منظور از این بحث، بحث اعیان خارج است یعنى همان طور كه ما اعیان خارج و حقایق خارج را تقسیم به فى نفسه لنفسه و لغیره مى‌كنیم، آیا ما اعیان خارج را به وجود فى نفسه و فى غیره تقسیم مى‌كنیم، یا اینكه بحث، بحث مفاهیم است؟ یعنى ما كارى به عین خارج و به آن حقیقت خارج نداریم. مفاهیم انتزاعى از وجود، بر دو دسته تقسیم مى‌شوند یك وجود فى نفسه داریم و آن هر وجودى است كه جنبه استقلال مفهومى دارد. یك وجود فى غیره داریم و آن هم مفهومى است كه تحقق او در ضمن تحقق وجودات استقلالى دیگر است. گرچه همان تحقّق فى غیره اگر اعتبار دیگرى بر او بشود خود او فى نفسه مى‌شود. اگر آن جنبه ابتدائیتى كه قائم و متدلّى به سرت و بصره است، آن جنبه ابتدائیت را ما بیرون بیاوریم و از جنبه ربطى بین سیر و بین بصره خارج بكنیم، ما مى‌توانیم مخبر عنه قرار بدهیم. ما مى‌توانیم مخبر به او را قرار بدهیم ما مى‌توانیم بگوئیم هذه الابتدائیه. ما مى‌توانیم بگوئیم الابتدائیه غیر الانتهائیه. این الابتدائیه غیر الانتهائیه در این جا مخبر عنه واقع شده است، مبتدا واقع شده است و مبتدا باید وجود فى نفسه داشته باشد. نمى‌تواند وجود فى غیره داشته باشد. بناءًا على هذا، به تعدّد اعتبارات، تعدّد مفاهیم استقلالى و غیر استقلالى و فى غیره انتزاع مى‌شود و بوجود مى‌آید. حالا درباره این وجود فى غیره، كه وجود رابطى هست رابطست، فرمایش صدر المتألّهین این است كه بر دو معنا اطلاق مى‌شود. یعنى آن اطلاق رابط و رابطى نه اینكه خود وجود.