جلسه ۶۷
2پس بنابراین، این اعتبار و این حیثیت در مفاهیم باید مورد توجّه قرار بگیرد كه به چه حیثیتى و به چه اعتبارى، این معنى لحاظ شده است.
و ما در روایات خیلى از این قبیل مىبینیم كه در یك مورد حكم به حلّیت در یك جا داده شده و در یك مورد حكم به حرمت داده شده است. فرض كنید از یك حیثیت خرید و فروش یك شیىء حرام مىشود و از یك حیثیت دیگر خرید و فروش آن حلال مىشود و بطور كلى، مدار، مدار انتزاع و اعتبار است. اعتبارى كه در اینجا شده باید مورد نظر قرار بگیرد و مورد بحث قرار بگیرد كه چیست؟ در معناى حرفى، آن چه كه معناى حرفى را اثبات مىكند، لحاظ آلیت و رابطیت بین دو مفهوم فى نفسه است.
من باب مثال مفهوم اول، مفهوم فعل و مفهوم دوم مفهوم بصره بوده و در اینجا این من كارى كه انجام مىدهد اینست كه بین سرت و بین بصره ارتباط بر قرار مىكند. همین، كار دیگرى انجام نمىدهد. ضربت بالخشبه، بائى كه در اینجا وجود دارد این بین ضرب و بین خشبه، سرت الى الكوفه الى كه در اینجا وجود دارد ربط برقرار مىكند بین سرت و بین كوفه ربط برقرار مىكند. كار دیگرى انجام نمىدهد. البته این جنبه ربطى بواسطه یك معنائیست كه در او نهفته است. واضع یك معنایى را در «إلى» لحاظ كرده كه آن معنى در «من» نیست. ولى آن معنایى را كه لحاظ كرده است آن معنى ظهور و بروز و افادهاش در ضمن غیر است و فى غیره هست كه در یكى ابتدائیت و در دیگرى انتهائیت است. در یكى ظرفیت و در یكى سببیت است. اینها معانى مندمج و باطنى است كه واضع اینها را درون این الفاظ و حروف؛ لحاظ كرده است، از این به مفهوم رابط تعبیر مىكنیم. مفهوم رابط عبارت است از یك مفهومى كه حقیقت تعین و تشخّصش به ربط بین دو مفهوم فى نفسه است، اما خودش فى حد نفسه استقلال ندارد، خودش فى حد نفسه مفهوم فى نفسه نخواهد بود. این مىشود مفهوم رابط.

