جلسه ۶۷
6فرمایش صدر المتألّهین و دیگران این است كه این وجود رابط غیر از این است یعنى وجود رابط عبارت است از یك مفهومى كه ا اصلًا در قضیه هلیت بسیطه نمىآید، یعنى در زیدٌ موجودٌ نمىآید. چون ما در آنجا وجود فى نفسهاى نداریم تا بخواهیم بر وجود فى نفسه ی دیگر حمل كنیم. ما در آنجا یك وجود بیشتر نداریم كه آن وجود زید است. در هلیت مركّبه است كه ما دو وجود داریم. یك وجود عالم داریم یك وجود زید داریم، این عالم را مىخواهیم بر این حمل كنیم. اینجاست كه در اینجا وجود رابط معنى پیدا مىكند، یعنى ربط بین دو وجود مىخواهد بدهد، این مسأله، ما را به این نكته مىرساند كه وجود رابط در دایره مفاهیم است نه در دایره اعیان خارج. یعنى در دایره اعیان خارج، ما وجود رابط نداریم بخاطر اینكه وجود خارجى در آنجا، یك وجود است كه خود بیاض است كه خودمان داریم مىبینیم و این بیاض وجودش هم فى غیره است، یعنى وجودش در ضمن غیر است كه گرچه فى نفسه است اما از نقطه نظر تحقّق خارجى این وجودش وجود فى الورق است و فى القرطاس است. بله از نقطه نظر انتزاع عقلى، عقل مىآید یك وجود بیاض را در اینجا انتزاع مىكند و این وجود بیاض را از خود ورق سلب مىكند و براى ورق یك وجودى قرار مىدهد و براى بیاض وجود دیگرى قرار مىدهد. این انتزاع عقلى است. اما از نقطه نظر خارجى ما یك وجود داریم. اگر هم دو وجود باشد و ما آنرا انضمامى هم بدانیم بنابر رأى بسیارى از حكما این وجود، منضم به این است، شئ ثالثى ما در اینجا نداریم كه یك بیاض باشد، و بین ورق باشد، یكى هم بیاض و بین ورق یك چیزى دراین وسط پنهان شده باشد، ما نداریم. ما یا بیاض داریم یا ورق داریم یا این بیاض منضمه به این ورق را در اینجا داریم. پس بنابر این وجود رابط در اینجا نمىتواند یك وجود خارجى باشد كه آن وجود خارجى بیاید وصف را بر این موضوع حمل كند. بلكه اگر بخواهد باشد باید این وجود هم اعتبارى باشد و بعداً هم مىآئیم عرض مىكنیم و مى گوئیم كه اصلًا ما نمىتوانیم این را وجود خارجى بدانیم. باید ما حتماً این را داخل در مقولات و داخل در مفاهیم قرار بدهیم. بناءًا على هذا اینجا خلط پیش مىآید و آن این است كه در خارج وجود رابط نداریم. یا شما ممكن است بگوئید كه اعراض هم وجود خارجى دارند در حالیكه اینها رابط هستند. یعنى وجودشان فى غیره یا عند الغیر هست مانند صور ذهنیه كه اینها قائم به نفس هستند. اگر شما اعراض را وجود فى نفسه فى غیره مىدانید در این جا چگونه وجود رابط را وجود فى غیره مىدانید؟ یعنى چگونه در اینجا رابط مىآید بین این دو وجود ربط برقرار مىكند، و بعبارت دیگر آنچه را كه ما از اعیان خارجى مشاهده مىكنیم غیر از خود وجود چیز دیگرى نداریم یعنى آن چه در خارج مىبینیم، یا موصوف را ما در آنجا مشاهده مىكنیم. یا وصف متدلّى به موصوف را و متّكى به موصوف را ما در آنجا مشاهده مىكنیم. چیز دیگرى در اعیان خارجى وجود داشته باشد كه اسم او را وجود رابط بگذاریم ما یك چنین چیزى نداریم.

