اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۷

0
اسفار
جلسات

فصل(9) في الوجود الرابطي

نسخه عربی

جلسه ۶۷

9
  •  وجود ذهنى به لحاظ حكایت از وجود خارجى است. من در باب تصورات كه نیستم وقتى كه شما مى‌گوئید زیدٌ، این وجود براى زید ثابت شد. یعنى این زید منظور وجود اوست البته بعد ممكن است كه شما بگوئید زیدٌ ممكن الوجود. این در اینجا تصحیح تخیل او را بكند، اما وقتى كه شما مى‌گوئید زیدٌ، بالاخره مخاطب وجود خارجى را در اینجا مى‌آید بار مى‌كند، وجود ذهنى كه شما در ذهنتان آوردید را كه بار نمى‌كنید پس در قضیه هلیه بسیطه محمول كارى را انجام نمى‌دهد. فقط مى‌آید همان وجودى را كه بر زید بار شده، همان وجود را مى‌آید تثبیت مى‌كند. نه اینكه بیاید زید را در عالم ابهام نگهدارد و بعد بیاید این وجود بر او عارض بشود، نه، اصلًا معناى هلیه بسیطه این است. اصلًا هلیه بسیطه معنایش این است كه فقط موضوع در اینجا مورد لحاظ است نه محمول.

  •  در اینكه موضوع و محمول در ذهن، هر دو، لحاظ فى نفسه مى‌شود شكى نیست. ولى صحبت در این است كه امرى خارج از خود وجود بار نمى‌كند. بطور كلّى در هلیه بسیطه اصلًا نفس الوجود ثابت است. اصلًا نفس الوجود. اثبات نفس الوجود. اثبات خود وجود. البیاض موجود. اصلًا ما به جنبه وصفى كارى نداریم. در البیاض موجودٌ شما كارى ندارید كه این بیاض عارض بر چه شده است؟ عارض بر فرش شده یا عارض بر قرطاس شده یا عارض بر دیوار شده است. خود نفس الوجود در هلیه بسیطه مورد لحاظ است. البیاض موجودٌ، السواد موجودٌ یا اینكه بگوئیم الكتاب موجودٌ. و البته خود كتاب وجود فى نفسه دارد. خود بیاض وجود فى نفسه دارد اینها همه وجود فى نفسه دارند. ولى در هلیه بسیطه ما بحث از فى نفسه و غیر نفسه نداریم. اثبات نفس الوجود است. همین والسلام. نفس الوجود را در اینجا اثبات مى‌كنیم ولى در قضیه هلیت مركبه ما وصف را مى‌خواهیم عارض بكنیم. اصلًا اشكال در اینجا پیدا مى‌شود. در قضیه هلیه مركبه و كان ناقصه ما داریم یك وصفى را بر یك ذاتى بار مى‌كنیم این تفاوت پیدا مى‌كند تا اینكه ما خود نفس الوجود را بر خود موضوع ثابت بكنیم. این دو تاست. بنابراین ماحصل كلام این است كه ما در قضایا، چه قضایاى بسیطه و چه قضایاى مركّبه غیر از نسبت بین موضوع و محمول چیز دیگرى نداریم تا شما اسمش را وجود رابط بگذارید. پس اینكه الآن در اینجا شما مى‌آئید و مى‌گوئید كه وجود رابط اختصاص دارد به قضایاى مركّبه، نسبتى است در قضایاى مركّبه كه آن نسبت در قضایاى بسیطه نیست. ما مى‌گوئیم در قضایاى مركبه و بسیطه یك نسبت بیشتر نداریم. هیچ فرق نمى‌كند بگوئیم زیدٌ موجودٌ، نسبت بین موجود و بین زید برقرار مى‌كنیم. یا اینكه بگوئیم زیدٌ عالم نسبت بین عالم و زید برقرار مى‌كنیم. در اینجا چه نسبتى دیگرى باقى است هست تا اسم او را شما وجود رابط بگذارید. این اشكال است راجع به آن، تأمل كنید. انشاءالله تا ببینیم براى این جوابى داریم یا نه.