جلسه ۶۷
1فصل ٩: فى الوجود الرابطى
فصل فى الوجود الرابطى، اطلاق الوجود الرابطى فى صناعاتهم یکون على معنیین أحد هما ما یقابل الوجود المحمولى و هو وجود الشیء فى نفسه المستعمل، فى مباحث المواد الثلاث و هو ما تقع رابطه فى الحملیات الایجابیه وراء النسبه الحکمیه الاتحادیه التى هى تکون فى جمله العقود و قد اختلفوا فى کونه غیر الوجود المحمولى بالنوع أم لا.
یكى از مباحث وجود و تقسیم آن به تقسیم اوّلى، تقسیم وجود است به وجود فى نفسه و فى غیره كه این تقسیم، به تقسیم اوّلى وجود برمىگردد. در این تقسیم صحبت در این است كه وجود یا استقلال مفهومى و استقلال خارجى و عینى دارد و یا اینكه از نقطه نظر مفهوم استقلال ندارد، بلكه مفهوم آن در ارتباط با مفاهیم دیگر بدست مىآید. براى مثال فرض كنید كه در معانى حرفیه، اگر معناى حرفى در جملهاى واقع بشود، این معنا فى غیره ظهور پیدا مىكند. اما اگر خود این معناى حرفى بخواهد به تنهایى ظهور و بروز پیدا بكند، این امكان ندارد. وقتى كه ما مىگوئیم سرت من البصره الى الكوفه. دو معناى استقلالى و دو معناى فى نفسه در اینجا مدّ نظر است. معنى و مفهوم اول، مفهوم فعلى است كه در سرت نهفته است و مفهوم دوم مفهوم بصره است كه اسم ذات است. ارتباط بین این دو مفهوم فى نفسه، كه اولى فعل و دومى بصورت اسم ذات تجلّى پیدا كرده است همان ابتدائیت است. كه اگر ما بخواهیم نظر استقلالى بر این بكنیم، این مفهوم فى نفسه مىشود و مىتواند مبتدا واقع شود و موضوع براى قضیه حملیه قرار بگیرد. اگر ما بخواهیم لحاظ آلیت در این مفهوم داشته باشیم، همان معناى ربطى است كه بین سرت و بین بصره است. پس بنابراین ما مىتوانیم از حرف و از معناى حرفى دو اعتبار انتزاع كنیم. انتزاع اوّل انتزاع ربطى است و انتزاع دوم انتزاع آلى است. به انتزاع اول ربط بین دو اسم و دو مفهوم فى نفسه برقرار مىشود. سرت من البصره. حركت از بصره و به اعتبار دوم، دیگر این ارتباط از بین مىرود. من باب مثال اگر این ابتدائیت را در بیاوریم و بجاى «سرت من البصره» بگذاریم «سرت ابتدائیت البصره» معنا خراب مىشود و در اینجا چیزى بدست نمىآید. لهذا اعتبار در این جا نقش مهمى دارد و ما همین مسأله را در موارد دیگر یا در فقه هم مىتوانیم بكار ببریم. فرض كنید در آنجایى كه مىگویند محرم نظر به آینه براى او حرام است و خود را در آینه نباید ببیند، خب این كه داریم نظر به مرآت براى محرم حرام است؛ این نظر، نظر آلى است نه نظر استقلالى. این طور نیست كه محرم نتواند اصلًا آینه بخرد، و آینه خریدن براى محرم اشكال داشته باشد. حرمت نظر محرم در مرآت این است كه خود را در او ببیند، نه اینكه نظر به مرآت داشته باشد. اگر یك آینه در اینجا باشد و اصلًا محرم به این آینه نظر نكند، این اشكال ندارد. وقتى كه یك شخصى در حال احرام است و در كنار او هم یك آینه قرار دارد و او از آینه به یك سمت نگاه مىكند كه اصلًا آینه را نمىبیند، در این صورت اشكالى ندارد. در اینجا نظر به آینه نكرده، نظر او نظر آلى نیست، بلكه نظرش استقلال است. و همین طور اگر نگاه به آینه بكند و بخواهد ببیند كه آیا این آینه موج دارد یا ندارد، فرض كنید كه مىرود در یك مغازهاى و مىخواهد یك آینه بخرد. خب بر مىدارد و نگاه مىكند كه آیا این آینه اش موج دارد یا ندارد، این هم اشكال ندارد. باز این نظر، نظر استقلالى است. بله اگر نظر به آینه كند و بخواهد خودش را در آینه ببیند، این نظر مىشود نظر آلى. یعنى منظور از نظر و منظور در این رؤیت، رؤیت وجه اوست و دیدن وجه اوست و خود را در او دیدن است و در اینجا این اشكال دارد.

