اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۶

0
اسفار

فصل(8) في مساوقة الوجود للشيئية

نسخه عربی

جلسه ۶۶

4
  •  این اشكال براى این عدّه پیدا شده كه قائل به علم اجمالى هستند و صور اعیان خارجى را در ازل ثابت مى‌دانند و جزو ثابتات ازلیه مى‌دانند لذا خیال كرده‌اند نفس پروردگار شباهت به نفس ما دارد یعنى همان طور كه ما در ذهن خود صور اشیاء را ترسیم مى‌كنیم و صورت زید و عمر و بكر را در ذهن خود مى‌آوریم و در موقع استراحت و چشم خود را مى‌بندیم و تمام این صور در ذهن ما نقش دارد؛ اینها خیال مى‌كنند خدا هم نفسى دارد، و ذهنى و در این ذهن مثل بایگانى پرونده‌ها خدا هم پرونده‌اى دارد در ذهن خود و صور خلائق از جبرئیل گرفته و مقام واحدیت و پیغمبر اكرم تا این مورچه كه اینجا راه مى‌رود، پرونده همه این‌ها را در ذهن خودش نگهداشته و مى‌داند این مورچه صد هزار سال بعد خلق مى‌شود. یا مخلوق دیگر ده هزار سال بعد. اینها همه از باب تشبیه است و تشبیه در اینجا باطل است. تشبیه ذهن انسان به پروردگار، تشبیه باطل است. ما داراى ذهن و نفس هستیم. داراى خصوصیات تعلّق مادّى هستیم، این چه ربطى به پروردگار دارد كه وجودش وجود بحت و بسیط است و تجرّد محض است. وقتى تجرّد، تجرّد محض باشد، این صور زائده بر ذات چگونه خواهد بود؟ شما در ازل كه هنوز خلقى وجود ندارد چطور زائد بر ذات صور خلائق را در نظر مى‌گیرید؟ اگر وجود در آنجا وجود بحت و بسیط است دیگر این صور معنا ندارد و اگر وجود، وجود مركب باشد از ذهن و نفس و وهم و خیال اینها خلاف است. اشكالى كه بر این طائفه وارد مى‌شود این است كه شما قائل به ثابتات ازلیه شدید و آن ثابتات را عبارت از صور اعیان خارجى مى‌دانید و خیال كردید كه خداوند متعال هم شباهت به ما دارد، همان طور كه ما داراى نفس، و در نفس ما صور اشیاء منقوش است. خداوند متعال هم داراى نفس یا ذهن یا ذات یا هر چه شما بگویید، هست و در آنجا پرونده وجود دارد و صور اشیاء در ذهن پرودگار منقوش است این تشبیه‌ها باطل است. بناءًا على هذا، اگر ما علم پروردگار را نسبت به موجودات غیر از علم حضورى بدانیم با علم اجمالى منافات دارد؛ و اگر علم حصولى بدانیم كه اشكالش بیشتر مى‌شود. چون در علم حصولى، هر شیئ ما به ازاء خارجى مى‌خواهد تا وقتى كه موجود در خارج در عالم اعیان تحقّق پیدا نكند عكس او در مرآت ظاهر نمى‌شود. بنابراین در اینجا مسأله مشكلتر از اول خواهد شد كه علم نسبت به اشیا علم حصولى خواهد بود. خب اشكالى بر اینها وارد مى‌شود و جوابى دادند و اشكالى بر جواب اینها وارد مى‌شود. اشكال بر جواب آنان این است كه چه علم پروردگار را علم حضورى بگیریم یا علم حصولى بگیریم در هر دو صورت بر كلام معتزله اشكال است بر خود جوابها هم اشكال وارد مى‌شود. و اما اشكالى كه، به نظر مى‌رسد كه بر معتزله وارد شود چون معتزله علم حصولى مى‌دانند. این است كه اگر منظور شما از معدوم همین «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» است. و اگر منظور یك است كه صورت ذهنیه دال بر وجود ثابتات ازلیه هستند و بین موجود و بین معدوم شما قائل به ثابت هستید و به واسطه آن ثابت شما معدوم مطلق را توجیه مى‌كنید. یعنى مى‌گوئید گرچه حوادثى كه بعداً اتّفاق مى‌افتد و هنوز اتّفاق نیفتاده و معدوم هستند. اما در ثابتات ازلیه این حوادثى كه هنوز اتفاق نمى‌افتد اینها صورتى دارند در علم ازلى.