جلسه ۶۶
6اشكالات در این بحث ها خیلى زیاد است البته خود رفقا تقریرات را مطالعه مىكنند و ما دیگر معترض آنها نمىشویم.
اشكالى دیگر
در این بحث اشكال دیگرى كه وجود دارد این است كه مىگویند اطلاق موجود بر پروردگار متعال صحیح نیست بخاطر این كه موجود اسم مفعول است و براى تحقّق احتیاج به عنایت فاعل دارد؛ بنا بر این موجدى مىخواهد كه این تعین را به تكیف وجود، و به تشكّل موجودٌ درآورد و تحقّق موجودیت به او بدهد خب این مطلب بى تأملّى است بخاطر اینكه ما در خیلى از موارد داریم و خود مرحوم آخوند هم مىفرمایند كه ما معقود داریم، موجود داریم، نمىدانم محبوب داریم، تمام اینها دلالت بر اسم مفعول مىكند دلالت بر اسم مفعول كه دلالت بر مفعول نیست. مفعول چیزى است و اسم مفعول چیز دیگر است. اینها را آقایان از همدیگر باید تمیز بدهند و اگر قرار باشد بر اینكه اسامى به صدقشان بر دیگر موجودات است بر خدا صدقش لازم نیاید، بنابراین، خیلى از الفاظ هستند كه اینها صدقشان بر خداوند متعال و بر همه على السواء است. شیء یكى از اسامى است، منتهى خداوند شیء لا كالأشیاء1. بنابراین اگر خداوند متعال شئ نباشد باید لا شى باشد بنابراین محالّیت در اینجا لازم مىآید و حلّ مطلب این است كه الفاظى كه براى خداوند متعال اطلاق مىشود و بر غیر از او هم اطلاق مىشود منتهى حیثیت اطلاق فرق مىكند و حیثیت صدق متفاوت است بله اگر اطلاق این الفاظ بر پروردگار به همان حیثیت و به همان لحاظ كه بر سایر اشیاء اطلاقى مىكنیم، باشد خب در اینجا اشكال پیش مىآید. ولى شما سمیع یا بصیر یا خبیر یا عالم را بر اشیاء دیگر اطلاق مىكنید مثلًا زیدٌ عالمٌ مىگوئید و بر خداوند متعال هم اطلاق مىكنید عالمٌ، یا علیم و یا خبیر؛ امّا اطلاق علم برموجودات دیگر به علم حصولى است یعنى به واسطه انكشاف مجهولى یا انكشاف عین خارجى شما به زید و عمر و بكر اطلاق عالم مىكنید. زید نسبت به مسائلى یا قضیایا یا حوادثى جاهل بود وقتى مجهول بر او منكشف مىشود ما اسم او را عالم مىگذاریم. پس علم زید، علم حصولى است امّا در مورد پروردگار این طور نیست. خداوند متعال جاهل نیست تا اینكه بواسطه اطّلاعش یا بواسطه انكشاف آن حادثه صفت عالمیت بر ذات حقّ صادق آیدهمه اشیاء نزد او حضور خارجى دارد. حیثیت اطلاق فرق مىكند. انكشاف امر مجهول را علم مىگویند. حضور شئ عند الذات را هم علم مىگویند. به عبارت دیگر علم اطلاق مىشود بر امر جامعى از أدنى تا أعلى، و این اطلاق صحیح آن اطلاق صحیح است تا به أعلى كه در مورد پروردگار است برسد أدنى همین علم حصولى است كه جهل حاكم بر ما را برطرف مىكند است، و این جهل مبدّل به علم مىشود این مرتبه ادنى از علم است. مرتبه متوسّطه علم عبارت است از انكشاف عملى كه در مورد ملائكه مقرّبین، «و المدبّرات امراً2» صادق است كه عملًا حقیقت شئ منكشف مىشود براى ذات، عملًا نه اینكه بواسطه مرور زمان و به علم حصولى براى ذات منكشف بشود. این را انكشاف عملى مىگویند. مرتبه بالاتر و أعلى علم عبارت است از مرتبه ذات كه حضور خود شئ لدى الذات و بروز آثار ذات و ظهور ذات در مظاهر مختلف، این مرتبه علم، مرتبه اعلى است.

