اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۵

0
اسفار

فصل(8) في مساوقة الوجود للشيئية

نسخه عربی

جلسه ۶۵

4
  •  پس در وهله اول ما یك معلوم بالذات داریم كه همان صورت ذهنیه ماست، آن صورت ذهنى ما معلوم بالذات و قائم به نفس است؛ یعنى ذاتاً به او مى‌گوییم معلوم. به واسطه آن صورت ذهنیه این كتاب هم معلوم مى‌شود. یعنى در اینجا دو امر تحقق پیدا مى‌كند و دو نسبت، نسبت اول نسبت علم است به عالم، نسبت دوم نسبت علم است به شئ خارج؛ ولى در هر حال خود شئ خارج تقدم طبعى دارد؛ من نمى‌توانم نسبت به یك امر خارجى كه نیست، علم پیدا بكنم. تا منبرى در اینجا نباشد كه من عالم به این منبر نمى‌شوم. تا در اینجا این ضبط نباشد من عالم به این ضبط نمى‌شوم. تا فردى در اینجا نباشد كه من عالم به او نمى‌شوم.

  •  بله ما در یك جا فقط یك معلوم بالذات داریم و معلوم بالغیر نداریم و آن این است كه خود ذهن بیاید یك صورتى را بسازد؛ در اینجا فقط یك علم وجود دارد و آن معلوم بالذات است. دیگر معلوم به خارج ندارد؛ مثلًا یك انسان ده سر؛ همین الآن شما تصور كردید؛ به محض اینكه من گفتم شما در ذهنتان آمد، ولى در خارج تحقق ندارد اصلا معنا ندارد كه در خارج باشد ولى شما این را در ذهن آوردید و تصور كردید؛ این معلوم بالذات است، هم عالم است و هم معلوم بالذات اما معلوم بالغیر ندارد.

  •  صحبت در این است كه اگر شخصى جواب بدهد كه ما با علم حصولى ذات نسبت به صور دفع این اشكال را مى‌كنیم و نیاز ندارد كه بگوییم چون ماهیات در خارج نیستند بنابراین شما براى این محذور اثبات حال و اثبات ثابت براى این ماهیات و صور علمیه حق كه در ازل تعلق گرفته، مى‌كنید. اینها خیلى راحت مى‌توانند جواب بدهند بر اینكه علم حصولى تعین خارجى را لازم دارد وقتى تعین نباشد مى‌شود معدوم مطلق. و وقتى كه معدوم مطلق شد، المعدوم المطلق لا یخبر عنه.