جلسه ۶۵
8مگر اینكه اینطور فرض كنیم كه اینها مىگویند كه خداوند متعال صورتهاى اینها را در ذات خودش دارد كه بعداً من اینها را خلق مىكنم. چطور شما یك نقشه در ذهنتان مىكشید؛ یك نقشه ساختمان كه هنوز ساختمانى در خارج وجود ندارد شما مىآیید یك ساختمان در ذهنتان ترسیم مىكنید؛ اتاقش را اینجا بگذارم؛ حمامش را اینجا بگذارم؛ مطبخش را اینجا بگذارم؛ اینها هنوز در خارج تحقق ندارند، شما مىآیید نقشه یك ساختمان و بناء را در ذهنتان ترسیم مىكنید این نقشه اى كه در ذهن ترسیم شده و این خریطهاى كه آمدید الآن در ذهن خودتان مجسم كردید و تمام ابعاد و اجزاء مشخص شده؛ فردا مىآیید در یك كاغذ شروع مىكنید به ترسیم كردن و آنرا ترسیم مىكنید. خطى مىكشید یك اتاق در اینجا، مطبخ در اینجا، حیاط و صحن در اینجا و بقیه خصوصیات را مىكشید؛ تازه این نقشه است بعد هم بنّا را صدا مىكنید این نقشه را در اختیار بنّا قرار مىدهید بنّا هم طبق این نقشه مىآید ساختمان درست مىكند.
آیا خداوند متعال اینطور است؟ یعنى تمام این صور اعیان را قبلا در علم خودش ترسیم كرده؛ قبل از اینكه تحقق پیدا بكند؛ خب اینكه كشف تفصیلى نشد. چطور شما قائل به كشف تفصیلى هستید؟ یعنى وقتى كه علم اجمالى را عین كشف تفصیلى مىدانید و فرض بر این است كه هنوز اشیاء عالم طبع تحقق پیدا نكرده؛ بنابراین كشف تفصیلى نشد.
كشف تفصیلى این است كه جلوى شما باشد و این منافات با علم حضورى دارد؛ در علم حضورى عین خارج حاضر لدى الذات است همان طورى كه الآن من شاعر به خودم هستم و نمىتوانم این شعور را از خودم جدا كنم و انفصالى بین شعور و بین خود بوجود بیاورم این اشیاء خارجى هم براى خداوند متعال باید همین طور باشد؛ باید اشیاء حضور داشته باشند. در حالتى كه قائل به عدم هستیم و اگر شما قائل هستید اشیاء خارجى وجود دارند؛ همان عالم طبع هم وجود دارد و تمام اینها وجود دارند امّا در اینها علم اجمالى را چكار مىكنیم باید از آن خداحافظى كنیم دیگر علم اجمالى در اینجا نداریم.

