جلسه ۶۵
6بنابراین این آقایان بخاطر همین مسأله ناچار شدند یك علم اجمالى را هم در اینجا اضافه كنند. بگویند كه این علم تفصیلى و كشف تفصیلى اشیاء مساوق با علم اجمالى است. یعنى علم اجمالى ذات عین كشف تفصیلى اشیاء است در خارج، كه در اینجا آن علم اجمالى را در مقام كشف تفصیلى متقدم مىدانند. یعنى یك علم اجمالى نسبت به اشیاء هست، آن علم اجمالى نسبت به اشیاء خودش موجب است به واسطه علم عنایى حق، كه آن موجب كشف تفصیلى خواهد شد؛ یكى یكى اشیاء در عالم طبع تحقق پیدا مىكند. گر چه الآن خبرى نیست؛ و آن علم عنایى حق علت براى كشف تفصیلى است نه اینكه خداوند رفته و كشف شده.
و از اینجا اتفاقا آیات قرآنى را شاهد مىآورند كه" لیعلم الله" كه در قرآن است كه لیعلم الله فلان، خدا مؤمنین را بداند، حالا بعضى از مفسرین حتى حكیم هم بودهاند اینها تفسیر قرآن كردند و در اینجا دچار این اشكال شدند كه این كه آیاتى كه مىفرماید اینكار را بكنید تا" لیعلم الله المجاهدین" یعنى تا وقتى كه غزوه و جنگى اتفاق نیفتاده آن كشف تفصیلى هنوز تحقق پیدا نكرده، چه موقع كشف تفصیلى تحقق پیدا مىكند؟ بعد از اینكه این جریان اتفاق بیفتد در عین اینكه قبلًا خدا مىداند؛
این «قبلا دانستن»، مىشود؛ علم اجمالى، ولى هنوز چون به كشف تفصیلى نرسیده است و هنوز جنگى در عالم كون و فساد و در عالم طبع اتفاق نیفتاده، آن علم اجمالى هنوز مبدّل به كشف تفصیلى نشده؛ هنوز در مقام علیت بدون معلول قرار گرفته؛ كه این خودش هم جاى اشكال دارد و ممتنع است. این جهاد باید انجام بگیرد تا علم دوم حق تحقق پیدا بكند!! یك علمى خدا داشته علم در ازل، آن نسبت به این بود كه این جهاد انجام بگیرد ولى تاكنون انجام گرفته؟! نه خیر انجام نگرفته، چون ازل با ماده ارتباطى ندارد. پس باید این زمان همین طور بگردد و خدا هم دست خود را بگذارد روى دست خودش تا اینكه یك جهادى، انجام بگیرد؛ غزوه بدرى، غزوه احدى انجام بگیرد تا اینكه لیعلم الله المجاهدین. خب حالا كه این جهاد انجام گرفت آن كشف تفصیلى حق در آنجا تحقق پیدا مىكند. این مىشود علم ثانى. پس علم اول، علم اجمالى بود، علم دوم متوقف است بر تحقق خارجى آن اعیان؛ این مىشود علم اجمالى و هذا فى غایه تأمل، جاى تأمل دارد!

