
تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی
نقد استقلال عین ثابت و تبیین صرافت وجود در سلوک شهودی
در این درس به بررسی یکی از پیچیدهترین مسائل عرفانی و فلسفی، یعنی نسبت بین فناء، بقاء و حقیقت وجود اطلاقی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتوچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، در خلال بحث، مفهوم فناء بهعنوان ادراک وجدانی فقر و نیستی انسان در برابر وجود صرف حق را تبیین میکنند و ارتباط آن با عین ثابت و علم الهی را نیز تحلیل مینمایند. ایشان با ردّ تلقی استقلالی از عین ثابت، بر بساطت و اطلاق وجود تأکید میکنند و نشان میدهند که درک صرافت وجود، کلید فهم بسیاری از مسائل فلسفی مانند وحدت وجود، علّیت، حرکت، و نسبت خلق با خالق است. در این درس همچنین به تبیین تمایز علم حضوری و حصولی، و نقش سلوک شهودی در رسیدن به حقیقت وجود توسط استاد پرداخته میشود.
تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی
5تطبیق آموزۀ صرافت وجود با متون دینی
بناءًعلیٰهذا مسئله در خلق و در عدم خلق هیچ تفاوت ندارد الاّ در عروضِ عوارض و تشکّل. و خود عوارض و تشکّل و تکیّف و تکّمم هم نحوٌ مِن الوجود است. پس بنابراین وجود است که در ذات خود مغیِّر خود است، وجود است که در ذات خود موجِد و موجِب عوارض بر ذات خود است. و بهواسطۀ این عوارض ذات و تنزّلی که از ذات وجود نشئت میگیرد بدون دخالت امر دیگری، این مسئله همان جهتی است که میفرماید: «کان اللهُ و لم یکُن معه شیءٌ و الآن کما کان». «کان الله» یعنی همان وجود بالصّرافهای که خدا بود و با آن وجود بالصرافه غیری نبود. یعنی در جنب خدا کس دیگری و ذات دیگری نبود و شیء دیگری در جنب شیئیت او نبود. «کان اللهُ و لم یکُن معه شیءٌ» یعنی یک حقیقت واحد بود و اگر شیئی بود، همان حقیقت بود و اگر ذاتی بود، همان حقیقت بود. «الآن کما کان»، یعنی وجود بالصّرافه، وجود و صرافتش را ازدست نمیدهد. وقتی که شما فرض کردید وجود صرافت و بساطت دارد، این إلیابدالآباد صرافت و بساطت دارد. بهمحض اینکه صرافت و بساطت را ازدست داد، این منافات دارد با کلام شما که وجود را بالصرافه گرفتید. اگر تعیّنات، وجود را از صرافت میاندازد پس وجود او محدود میشود، و محدود محتاج میشود، و محتاج از وجوب بالذّات به وجوب بالغیر و امکان ذاتی متبدّل میشود. و اگر این صرافت درهمهحال صرافت خود را حفظ میکند پس دیگر غیری در کنار خود نمیبیند تا اینکه آن غیر برای او شاخ بشود، قد علم کند. درهمهحال آن وجود صرافت دارد، در عین اینکه کثرت هم دارد، در عین اینکه مَظهر هم دارد و در عین اینکه عین ثابت هم دارد.
تلمیذ: در بعضی از روایات داریم که عین ثابت را اثبات کرده است؛ مثلاً در قضیّۀ حضرت آدم که خودش را میبیند و میگوید: مثل من کسی نیست و خداوند نور خمسه را نشان میدهد و اینکه اینها قبل از تو خلق شدهاند. در روایت «هو مخزونٌ فی علم الله»1 دارد، تعبیر عجیبی در آن روایت اخیر دیدم در اینکه علم الله از قبل بوده، هم قبلیّت را اثبات میکند و هم وجود را!
- بحار الأنوار، ج 92، ص 373:
«... و بِکُلِّ اسمٍ هو مَخزونٌ فی عِلمِهِ و بأسمائِهِ المَکتوباتِ فی اللَّوح....»
- بحار الأنوار، ج 92، ص 373:
