اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی

نقد استقلال عین ثابت و تبیین صرافت وجود در سلوک شهودی

0
اسفار

در این درس به بررسی یکی از پیچیده‌ترین مسائل عرفانی و فلسفی، یعنی نسبت بین فناء، بقاء و حقیقت وجود اطلاقی پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌وچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، در خلال بحث، مفهوم فناء به‌عنوان ادراک وجدانی فقر و نیستی انسان در برابر وجود صرف حق را تبیین می‌کنند و ارتباط آن با عین ثابت و علم الهی را نیز تحلیل می‌نمایند. ایشان با ردّ تلقی استقلالی از عین ثابت، بر بساطت و اطلاق وجود تأکید می‌کنند و نشان می‌دهند که درک صرافت وجود، کلید فهم بسیاری از مسائل فلسفی مانند وحدت وجود، علّیت، حرکت، و نسبت خلق با خالق است. در این درس همچنین به تبیین تمایز علم حضوری و حصولی، و نقش سلوک شهودی در رسیدن به حقیقت وجود توسط استاد پرداخته می‌شود.

نسخه عربی

تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی

4
  • اگر مقصود شما از عین ثابت، حقیقت تعیٌّنیة و المستقلة بنفسها و المُتدلّیة بغیرها است و این غیریّت نه از نقطه‌نظر علّت و معلول بلکه نحوٌ مِن الاتّکاء یا قِسمٌ مِن الاتّکاء است، در اینجا باز همان اشکال انفکاک و تقسیم و تجزّی در ذات و امثال‌ذلک لازم می‌آید. اصلاً چگونه ممکن است که شخصی قائل به عین ثابت به این معنیٰ بشود1 و قائل به تجزّی در ذات نشود؟! این ممکن نیست! چون همین‌که شما عین ثابت را اثبات می‌کنید، اثباتش اقتضای تجزّی در ذات را می‌کند.

  • تلمیذ: آیا اگر قائل به فناء در ذات هم نباشند باز تجزّی لازم می‌آید؟

  • استاد: ببنید کسی که قائل به عین ثابت است و درعین‌حال قائل به فناء در ذات نیست، نحوۀ تحقق و هویّت عین ثابت را چگونه فرض می‌کند؟! اگر عین ثابت واقعاً یک حقیقتی در مقابل آن حقیقت اطلاقی است، آن‌وقت صحبت در این است که این تعیّن و تحدّد، خود را از آن حقیقت اطلاقی جدا کرده و درقبال آن قرار گرفته است؛ دقیقاً مثل آجری که در جنب آجر دیگر هست. اگر این معنیٰ را قائل است، این با آن اطلاق منافات و تناقض دارد.

  • اگر شما قائل به اطلاق در ذات هستید، این عین ثابت را چگونه درقبال او می‌دانید و در آنِ واحد فانی در او نمی‌دانید؟! و اگر قائل به عدم اطلاق او می‌شوید با وجود عین ثابت، لازمۀ این ترکّب در ذات است. پس هیچ چاره‌ای نیست که اینها این معنیٰ را بر گُرده بگیرند که عین ثابت، درعینِ عین ثابت بودن و فی لحظةٍ هی عَینٌ ثابتةٌ، در همان لحظه هم جنبۀ فناء تکوینی و فناء حقیقی خود را در علّت که عبارت است از آن وجود اطلاقی ازدست نمی‌دهد. فقط و فقط همین یک راه برای ما باقی می‌ماند، و غیر از این به هر راهی که برویم به بن‌بست می‌خوریم و باید قائل به تجزّی و ترکّب در ذات بشویم و دست از آن وجود اطلاقی و بسیط برداریم و این یک حقیقتی است که قابل انکار نیست!

    1. جهت اطلاع از قول به اعیان ثابته رجوع شود به شرح فصوص الحکم (قیصری) تعلیقۀ آشتیانی، ص 61 ـ 75.