
تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی
نقد استقلال عین ثابت و تبیین صرافت وجود در سلوک شهودی
در این درس به بررسی یکی از پیچیدهترین مسائل عرفانی و فلسفی، یعنی نسبت بین فناء، بقاء و حقیقت وجود اطلاقی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتوچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، در خلال بحث، مفهوم فناء بهعنوان ادراک وجدانی فقر و نیستی انسان در برابر وجود صرف حق را تبیین میکنند و ارتباط آن با عین ثابت و علم الهی را نیز تحلیل مینمایند. ایشان با ردّ تلقی استقلالی از عین ثابت، بر بساطت و اطلاق وجود تأکید میکنند و نشان میدهند که درک صرافت وجود، کلید فهم بسیاری از مسائل فلسفی مانند وحدت وجود، علّیت، حرکت، و نسبت خلق با خالق است. در این درس همچنین به تبیین تمایز علم حضوری و حصولی، و نقش سلوک شهودی در رسیدن به حقیقت وجود توسط استاد پرداخته میشود.
تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی
6استاد: قبلیّت رتبی است دیگر!
تلمیذ: نه، قبل از خلقت در علم الله.
استاد: همان قبلیّت رتبی است. یعنی حضرت آدم چون ادراک نفس را کرد و آن ادراک نفس، جنبۀ مادّیت بهخود گرفت، این احساس نفس در عالم مادّه و نشئۀ عالم طبع، او را برآنداشت که غیری برای خود نبیند و واقعاً هم در آن موقع انسانی نبوده که آدم به او نظر کند، و وقتی که صفات خود را ادراک کرد و آن خصائصی را که خداوند در او به ودیعه گذاشته ادراک کرد، این مسئله برای او پیدا شد که خدا کسی مثل او را خدا خلق نکرده است. چون وقتی که به اشیاء و حیوانات و ملائکه نگاه میکند میبیند که این صفات برتر را خدا برای او قرار داده است. مثلاینکه خود ما با افرادی سر و کار داشته باشیم، احساس میکنیم که از لحاظ علمی بالاتر هستیم یا پایینتریم و این هم مشخص است. او هم وقتی که به اطرافیاش نگاه میکند، خود را از همۀ خلائق برتر میبیند. اینجا است که خداوند خطاب میکند و میفرماید: تو این جنبۀ توجه به نفس را که داری و خصوصیّات را که در خودت میبینی، در مرتبۀ مادون مرتبۀ اسماء کلّیه قرار داری و ظهور من در تو ظهوری است که مراتبی را طی کرده است. اگر تو بخواهی به جنبۀ علّیت خلق خودت که همان اسماء کلّیۀ الهیّه است توجه کنی ـ که حقیقت آن اسماء کلّیۀ الهیّه عبارت است از آن انواری که خداوند در اولین مرحلۀ تعیّن خلق کرده که آن نفوس پیغمبر و ائمه علیهم السّلام است ـ آنوقت متوجّه میشوی که هرچه تو داری از آن جنبۀ علّیت به تو افاضه شده است، نهاینکه از خودت آوردهای. و اینکه از قبل هست، این جنبۀ علّیت رتبۀ قبل را دارا است.
تلمیذ: این تعبیر «مخزونٌ فی علم الله» دارد.
استاد: «مخزونٌ» یعنی هنوز به جنبۀ تفصیل نرسیده است.
