
تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی
نقد استقلال عین ثابت و تبیین صرافت وجود در سلوک شهودی
در این درس به بررسی یکی از پیچیدهترین مسائل عرفانی و فلسفی، یعنی نسبت بین فناء، بقاء و حقیقت وجود اطلاقی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتوچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، در خلال بحث، مفهوم فناء بهعنوان ادراک وجدانی فقر و نیستی انسان در برابر وجود صرف حق را تبیین میکنند و ارتباط آن با عین ثابت و علم الهی را نیز تحلیل مینمایند. ایشان با ردّ تلقی استقلالی از عین ثابت، بر بساطت و اطلاق وجود تأکید میکنند و نشان میدهند که درک صرافت وجود، کلید فهم بسیاری از مسائل فلسفی مانند وحدت وجود، علّیت، حرکت، و نسبت خلق با خالق است. در این درس همچنین به تبیین تمایز علم حضوری و حصولی، و نقش سلوک شهودی در رسیدن به حقیقت وجود توسط استاد پرداخته میشود.
تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی
9تلمیذ: پس در اینجا قائل به حرکت شدهاند.
استاد: اصلاً همۀ عالم در حرکت است. چطور شما در همۀ عالم، حرکت را قبول میکنید و فقط اینجا انکار میکنید!
شما میخواهید بگویید که حرکت، متحرک ثابتی میخواهد که آن حرکت یا در کم و یا در کیف و غیر اینها باشد ولی ما حرکت را عبارت از اختلاف و دوگونه بودن دو حقیقت میدانیم؛ یعنی زمانی که به یک حقیقت نگاه کنیم او را به یک کیفیت و در زمان دیگر همان حقیقت را به شکل و نحو دیگری میبینیم و اسم این را حرکت میگذاریم. والاّ بله! اگر شما بخواهید بگویید که حقیقت وجود عبارت است از عین ثابتی که در عین ثبوت خودش عوارض مختلفی را بهخود میگیرد، این حقیقت وجود در هر حالی یک تعیّن بهخود میگیرد که آن تعیّن با تعیّن دیگری تفاوت دارد و لهذا در هر مرحلهای از وجود، وجود جدیدی افاضه میشود، [ما میگوییم:] منتها شما در اینجا یک امرِ ثابت میبینید، یعنی زید بهواسطۀ حرکت تبدیل به عمرو نمیشود، عمرو تبدیل به خالد نمیشود، هر کدام با دیگری قاطی و مخلوط نمیشوند بلکه هر کدام یک حالت ثباتی دارند، این عبارت است از اینکه آن حقیقت وجود در عین تقیّد خودش جنبۀ تعیّن خود را حفظ میکند، یعنی در مرحلۀ تعیّن، آن حقیقت وجود، تعیّن را به تعیّن دیگری تبدیل نمیکند و اختلافی را در آنجا بهوجود نمیآورد؛ یعنی در مرحلۀ خلق و در مرحلۀ کثرت وقتی که عنایت خداوند متعال به یک خلق تعلّق گرفت، آن خلق را از بقیّۀ خلقها متمایز میکند و اقتضای مرتبۀ علّیت هم همین است. مرتبۀ علّیت یعنی هر علّتی فقط در معلول خاصّ خود تأثیر بگذارد و معلول در معلول دیگری مخلوط نشود؛ وإلاّ لازمهاش این است که یک علّت واحده در دو معلول اثر بگذارد یا اینکه دو علّت بخواهند در یک معلول واحده مؤثر باشند.
