اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی

نقد استقلال عین ثابت و تبیین صرافت وجود در سلوک شهودی

0
اسفار

در این درس به بررسی یکی از پیچیده‌ترین مسائل عرفانی و فلسفی، یعنی نسبت بین فناء، بقاء و حقیقت وجود اطلاقی پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌وچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، در خلال بحث، مفهوم فناء به‌عنوان ادراک وجدانی فقر و نیستی انسان در برابر وجود صرف حق را تبیین می‌کنند و ارتباط آن با عین ثابت و علم الهی را نیز تحلیل می‌نمایند. ایشان با ردّ تلقی استقلالی از عین ثابت، بر بساطت و اطلاق وجود تأکید می‌کنند و نشان می‌دهند که درک صرافت وجود، کلید فهم بسیاری از مسائل فلسفی مانند وحدت وجود، علّیت، حرکت، و نسبت خلق با خالق است. در این درس همچنین به تبیین تمایز علم حضوری و حصولی، و نقش سلوک شهودی در رسیدن به حقیقت وجود توسط استاد پرداخته می‌شود.

نسخه عربی

تحلیل عرفانیِ حقیقت فناء در برابر وجود اطلاقی

8
  • بنابراین با این بیان، مسئلۀ فناء عبارت است از تجلّی حقیقت اطلاقیِ حق بر قلب سالک و ادراک عینیِ نیستی و عدم خود درقبال وجود بالصرافه و وجود اطلاقی؛ اسم این ادراک را که برای سالک پیدا می‌شود اصطلاحاً فناء می‌گذاریم. اما اینکه ما در بعضی از مراتب می‌بینیم که فناء تبدّل و تحوّل و تغیّر است و به آنجا که می‌رسد تغییر می‌کند [به‌خاطر این است که] ادراک، مقدّمه می‌خواهد و ادراک، دائر مدار رتبۀ نفس است، یعنی نفس در هر رتبه‌ای باشد ادراک او هم همان است. برای‌اینکه این ادراک برای انسان حاصل بشود باید آن نحوۀ تجرّد حقیقی به مرحلۀ بروز و ظهور برسد. یعنی نفس در هر مرحلۀ از تعیّن که از آن حقیقت بالصّرافه ابتعاد پیدا کرده، ـ ابتعاد رُتبی ـ باید آن ابتعاد خودش را ازبین ببرد و تقرّب رتبی به‌جای آن جایگزین کند؛ والاّ نه‌اینکه فناء عبارت از این باشد که سالک به‌طورکلّی نفس و روح خود را ازبین ببرد به‌طوری‌که ما دیگر زید را در خارج نبینیم. نه، ما همین شخص را در خارج می‌بینیم و با دیروز هم هیچ فرقی نکرده و اگر با دوربین دو عکس از دیروز و امروز او بیندازیم، عکس دیروز و امروز تفاوتی با همدیگر ندارند. اگر وزنشان هم کنیم، وزن هر دو مثلاً همان 80 کیلوگرم است و یک مثقال هم تفاوت نکرده است. این‌طور نیست حالاکه امروز فانی شده با دیروز فرق کرده است! این تغییر و تبدل به معنای انمحاء و عدم نیست بلکه ادراک این معنیٰ و ادراک این حقیقت است.

  • شرح گفتار علامه‌طهرانی در مسئلۀ فناء

  • و لذا در بیاناتی که از مرحوم حضرت آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در کتاب مهرتابان مشاهده می‌کنیم که پروانه وقتی می‌سوزد کمالش در سوختن و در خاکستر شدن است،1 ما می‌توانیم این را به‌عنوان تشبیه بیاوریم؛ یعنی پروانه وقتی که این معنیٰ را ادراک می‌کند، ادراک حقیقت پروانه بودن و انّیتش خودش است، به ادراک دیگر متبدّل می‌شود. اما اینکه ما این تشبیه را تشبیه حقیقی بدانیم و پروانه که از جنس حیوان است تبدیل به جنس جماد بشود که رماد است، ما به این کیفیت نمی‌توانیم موافقت کنیم. و قطعاً نظر ایشان هم این نبوده است و در اینجا فقط خواسته‌اند تشبیهی بیان کنند و بفرمایند: همان‌طور که در تبدّل ماهیت حیوانیّت پروانه به ماهیت رمادیّت و جمادیّت تبدّل خارجی پیدا می‌شود، در عالم نفس هم برای سالک یک تبدّل ادراکی پیدا می‌شود و ادراک او از مرحلۀ سببیّت به مسببیّت می‌رسد و از علّیت به معلولیّت می‌رسد و از استقلال به تدلّی بالغیر می‌رسد. این ادراک جهت تکوینی دارد نه جهت اعتباری؛ [چون] تا برای انسان تکویناً تبدّلی پیدا نشود، در عالم فهم و در عالم علم هم تغییری پیدا نمی‌شود. ولی ما صورت ذهنیه را هم تکوین می‌گیریم؛ یعنی یک عینیّت خارجیّه در نفس پیدا می‌شود، و به‌واسطۀ تلطیفی که سالک برای نفس خود به‌وجود می‌آورد، آن تلطیف او را از انانیّت بیرون می‌آورد و به عالم وحدت و عالم اطلاق سوق می‌دهد. از این نقطه‌نظر این تشبیه می‌تواند تشبیه خوبی برای نفس باشد.

    1. مهرتابان، ص 252.