اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین معنای دقیق وجود لابشرط مقسمی

نحوۀ ادراک لابشرط مقسمی توسط سالک

0
اسفار

بررسی مفهوم «لا بشرط مقسمی وجود» و تفاوت آن با اقسام متعدد و تعیّنات وجودی از مسائل مهم و پیچیده فلسفه اسلامی است که حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌وسوم از سلسله دروس خارج اسفار، به توضیح و تبیین آن پرداخته‌اند. ایشان می‌فرمایند: وجود، حقیقتی بسیط و غیر قابل تقسیم است که در عین حال، در قالب تعیّنات و کثرات مختلف ظهور می‌نماید. وجود به‌عنوان حقیقتی خارج از ذهن و مستقل از تصوّرات ما معرفی می‌شود که تعریفی دقیق از آن ممکن نیست؛ مگر زمانی که به حدّ و رسم مشخّصی برسد. همچنین بحث می‌شود همۀ کثرات، حقیقی و واقعی هستند، ولی این کثرات، عین وحدتِ حقیقی و واقعی می‌باشند. در نهایت اشاره می‌شود که ذات وجود، نور و ظهوری است که خودش ذاتاً ظاهر است و این حقیقت فراسوی تعیّنات و قابل ادراک مستقیم نیست، بلکه سالک می‌تواند با تمرین و مراقبه به مرتبه‌ای از درک آن برسد.

تبیین معنای دقیق وجود لابشرط مقسمی

13
  • استاد: هر مرتبه نسبت به مرتبۀ دیگر تعیّن بیشتری دارد، مرتبۀ بالا تعیّن کمتر و کمتر و کمتر، تا اینکه می‌رسد به مرتبه‌ای که در آنجا مرتبۀ لا تعیّن است. ولی صحبت در این است که همان مرتبۀ لا تعیّن و با همین تعیّن عینیّت دارد؛ یعنی نه‌اینکه در خود خدا تعیّن بگیرید! تعیّن خدا به چیست؟!

  • تلمیذ: می‌گوییم: تمام کثرات [را در بر دارد،] یعنی همان بحث کثرت در عین وحدت و وحدت در عین کثرت.

  • استاد: پس آن وحدت چیست؟!

  • تلمیذ: وحدت آن چیزی است که تمام کثرات را دربرگرفته است.

  • استاد: پس آیا آن یک حقیقتی است؟

  • تلمیذ: بله، آن یک حقیقتی است.

  • استاد: آن یک حقیقتی ماورای این کثرات است.

  • تلمیذ: یعنی آیا یک خارجیتی دارد؟

  • استاد: خارج نه، بلکه باطن این کثرات است و یک حقیقتی است در باطن کثرات که به‌صورت تعیّن درمی‌آید و به‌صورت غیرمتعیّن هم درمی‌آید. یعنی هم غیر متعیّن است و هم با تعیّن است، اسم این را خدا می‌گذاریم.

  • تلمیذ: همان جمله‌ای را که خدمت حضرت‌عالی عرض کردم که فرمودید خداوند جامع تمام تعنیات است.

  • استاد: نه‌اینکه خدا تعیّنات را کنار می‌اندازد.

  • تلمیذ: جامع یعنی نه اینکه مساوی است.

  • استاد: اگر مساوی به این معنا باشد که دارای این تعیّن است و آن تعیّن را نمی‌گیرد، پس بنابراین فقط به این تعیّن محدود می‌شود! این‌طور نیست، بلکه یک حقیقتی است که هم این تعیّن را در خودش هضم می‌کند و هم آن تعیّن را در خودش هضم می‌کند و هم بقیّۀ تعیّنات را در خودش هضم می‌کند؛ آن‌وقت کسی که همۀ تعیّنات را در خودش هضم می‌کند پس باید خودش بی‌تعیّن و لاتعیّن باشد.

  • تلمیذ: آن لاتعیّن دوباره در همین تعیّن هست.

  • تلمیذ: آیا فوق این تعیّنات می‌باشد؟!

  • استاد: نه، فوق به همین معنا [که بیان شد.] اینکه می‌گوییم: فوق، نه فوق مکانی؛ فوق مکانی نیست چون اگر فوق مکانی باشد برای آن لاتعیّن حدّ قرار دادیم و او را بشرط لا گرفتیم؛ یعنی درعین‌حال که آن حقیقت، حقیقت بلاتعیّن است با تعیّنات هم معیّت دارد.