اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین معنای دقیق وجود لابشرط مقسمی

نحوۀ ادراک لابشرط مقسمی توسط سالک

0
اسفار

بررسی مفهوم «لا بشرط مقسمی وجود» و تفاوت آن با اقسام متعدد و تعیّنات وجودی از مسائل مهم و پیچیده فلسفه اسلامی است که حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌وسوم از سلسله دروس خارج اسفار، به توضیح و تبیین آن پرداخته‌اند. ایشان می‌فرمایند: وجود، حقیقتی بسیط و غیر قابل تقسیم است که در عین حال، در قالب تعیّنات و کثرات مختلف ظهور می‌نماید. وجود به‌عنوان حقیقتی خارج از ذهن و مستقل از تصوّرات ما معرفی می‌شود که تعریفی دقیق از آن ممکن نیست؛ مگر زمانی که به حدّ و رسم مشخّصی برسد. همچنین بحث می‌شود همۀ کثرات، حقیقی و واقعی هستند، ولی این کثرات، عین وحدتِ حقیقی و واقعی می‌باشند. در نهایت اشاره می‌شود که ذات وجود، نور و ظهوری است که خودش ذاتاً ظاهر است و این حقیقت فراسوی تعیّنات و قابل ادراک مستقیم نیست، بلکه سالک می‌تواند با تمرین و مراقبه به مرتبه‌ای از درک آن برسد.

تبیین معنای دقیق وجود لابشرط مقسمی

11
  • من گنگ خواب‌دیده و عالم تمام کَر***من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش1
  • اشاره به همین قضیّه دارد. یعنی حقیقت ذات را ادراک کرده است ولکن نمی‌تواند در تعیّن بیاورد؛ چون هرچه را که در تعیّن می‌آورد دارای حد است و ذات، مافوق حدّ است و این حد و سایر حدود را دربر می‌گیرد.

  • نحوۀ‌ادراک لابشرط مقسمی توسط سالک

  • تلمیذ: پس در این‌صورت با فرمایشی که کردید، یک مرتبه‌ای برای ذات قائل شدید که این مرتبه برای سالک قابل وصول است و آن مرتبه مافوق تمام تعیّنات است. آن کجاست و آن چه مرتبه‌ای است؟ و چه فرقی کرد با آن مرتبۀ بشرط لایی که آنها قائل بودند؟!

  • استاد: همین‌که شما می‌گویید: حدود، یعنی در یک مرتبه‌ای هست که آن مرتبه در عین اینکه مرتبۀ اعلا است درعین‌حال با همۀ مراتب عینیّت دارد. یعنی سالک به مرتبه‌ای برسد که در عین اینکه در این مرتبۀ نازل، حد را مشاهده می‌کند درعین‌حال آن مرتبۀ لا تعیّن را ببیند؛ این همان لا بشرط مقسمی است. یعنی هم این حد را ببیند و در عین اینکه این حد را می‌بیند، یک حدّ حدیدیّت را هم می‌بیند و در عین اینکه این دو حد با هم در عین خلاف و در منتهای تضاد قرار دارند و هیچ‌گونه تضاد و خلافی بین این‌دو حد در آن مرتبه مشاهده نمی‌کند. این همان مرتبۀ لا بشرط مقسمی است.

  • تلمیذ: یعنی درحقیقت مرتبۀ ذات و مرتبۀ عماء با تمام کثرات همراه است.

  • استاد: همراه نیست بلکه عینیّت دارد، عین مراتب کثرات است.

  • تلمیذ: اینکه کثرات حقیقت دارند، منظورتان این است که اینها سراب نیستند. یعنی از حرف‌های شما این‌طور به‌دست می‌آید که هم وحدت، حقیقت دارد و هم کثرت؛ یعنی کثرات سراب نیستند، اما نه به معنای استقلال.

  • استاد: یعنی کثرات واقعاً کثرت دارند، یعنی واقعاً ما این شیء را یک می‌بینیم و اطلاق واحد بر آن می‌کنیم و یا اطلاق واحد بر این می‌کنیم، بر همۀ اینها اطلاق واحد می‌کنیم و همۀ اینها واقعیّت دارند و به هر کدام از اینها در رتبه و جایگاه خودش ترتیب اثر می‌دهیم. [من‌باب‌مثال] به‌جای اینکه این را بخوریم، آن را که در دهانمان نمی‌گذاریم، و این به‌خاطر این است که به این یکی ترتیب اثری می‌دهیم که به دیگری نمی‌دهیم. همۀ کثرات، حقیقی و واقعی هستند ولی صحبت در این است که این کثرات که درواقع هستند، عین وحدتِ حقیقی و واقعی می‌باشند.

    1. منسوب به شمس تبریزی.