اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنا و اقسام تشکیک در وجود

بررسی دیدگاه علامه طهرانی دربارۀ تشکیک در وجود

0
اسفار

در این درس به تحلیل دقیق مسئلۀ تشکیک در وجود و نسبت آن با مفهوم صرف‌الوجود پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌ودوّم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاه‌های مختلف از جمله نظر علامه طباطبایی، علامه طهرانی، حاج شیخ محمدحسین اصفهانی و سید احمد کربلایی را در این‌باره بررسی می‌کنند. همچنین با تبیین رابطۀ علّیت و تشکیک، مفهوم وحدت شخصی وجود، صرافت وجود، و نسبت آن با تشخّص را مورد بحث قرار می‌دهند. در ادامه، جایگاه عین ثابت، بساطت و انبساط وجود، و حقیقت عالم عماء در نظام عرفانی نیز روشن می‌شود. هدف نهایی درس آن است که نشان دهد چگونه می‌توان وحدت وجود و سریان حق را بر مبنای تشکیک طولی و در عین حفظ کثرات خارجی تبیین کرد.

نسخه عربی

معنا و اقسام تشکیک در وجود

7
  • قائلین به فنا اگر منظورشان این است ـ که همین است ـ که وقتی یک شخص به فنا می‌رسد عین ثابت را ازدست می‌دهد و در آنجا فقط وجود بحت و بسیط می‌ماند، اگر [مرادشان] این است، پس بنابراین در مرتبه‌ای که در فنا هست در این مرتبه به او چه می‌گوییم؟ [من‌باب‌مثال] آقای زید الآن به فنا رسیده است و درمقابل ما هست و ما به ایشان نگاه می‌کنیم، چیزی که ما می‌بینیم سر و دست و پا است، آن مقدار که ما مشاهده می‌کنیم همین است و از باطن او خبر نداریم، می‌گوییم: ایشان الآن در فنا است. حالا می‌خواهیم بدانیم که آیا می‌توانیم به او زید بگوییم یا نمی‌توانیم؟! به او چه بگوییم؟ الآن که ایشان در مقابل ما نشسته‌اند و درحال فنا هستند و فرض می‌کنیم که هیچ‌گونه بقائی هم ندارد، «أبیتُ عند ربّی یطعِمُنی و یسقینی»1 است و هر گونه هویّتی را ازدست داده است و به‌دنبال کارش رفته است.

  • تلمیذ: این مسئلۀ ثبوتی است نه اثباتی؛ والاّ «کان الله و لم یکن مَعَهُ شیءٌ» این مسئلۀ اثباتی نسبت به خودش است اما نسبت به من که اثباتش برای من روشن نشده در همین عالم هستم.

  • استاد: نه! شما به مسئله‌ای که ما می‌خواهیم به آن برسیم توجه دارید.

  • حالا صحبت در این است که این آقایانی که می‌گویند: وقتی که شخص به فنا می‌رسد دیگر عین ثابت ندارد، پس چگونه به زید اشارۀ حسّی می‌کنند و به او چه می‌گویند؟ بالأخره اسم این زید است یا نه؟!

  • تلمیذ: اشارۀ حسی خودش نسبت به خودش درست نیست، اما ما نسبت به او که این‌طور نیستیم!

  • استاد: ما به خودش نسبت به خودش کار نداریم!

  • اصلاً [من‌باب‌مثال] بنده می‌بینم یا یک صادق مصدّقی می‌گوید که جناب ایشان الآن فانی شده است، خودم نفهمم ولی عقل دارم و می‌فهمم که فنا با تعیّن و تشخّص منافات دارد!

  • تلمیذ: اگر واقعاً فنا را در او ببینم اشاره هم نمی‌توانم بکنم.

    1. بحار الأنوار، ج 6، ص 208.