اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنا و اقسام تشکیک در وجود

بررسی دیدگاه علامه طهرانی دربارۀ تشکیک در وجود

0
اسفار

در این درس به تحلیل دقیق مسئلۀ تشکیک در وجود و نسبت آن با مفهوم صرف‌الوجود پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌ودوّم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاه‌های مختلف از جمله نظر علامه طباطبایی، علامه طهرانی، حاج شیخ محمدحسین اصفهانی و سید احمد کربلایی را در این‌باره بررسی می‌کنند. همچنین با تبیین رابطۀ علّیت و تشکیک، مفهوم وحدت شخصی وجود، صرافت وجود، و نسبت آن با تشخّص را مورد بحث قرار می‌دهند. در ادامه، جایگاه عین ثابت، بساطت و انبساط وجود، و حقیقت عالم عماء در نظام عرفانی نیز روشن می‌شود. هدف نهایی درس آن است که نشان دهد چگونه می‌توان وحدت وجود و سریان حق را بر مبنای تشکیک طولی و در عین حفظ کثرات خارجی تبیین کرد.

معنا و اقسام تشکیک در وجود

17
  • تفاوت دیدگاه کمپانی و سید احمدکربلایی در تشکیک وجود

  • بنابراین کلام علامه هم محلّ اشکال است. پس باید دو مطلب را در نظر بگیریم:

  • مطلب اوّل به کلام مرحوم آقا می‌خورد و آن اینکه اگر ما تشکیک را به اصطلاح تفسیر دوم، فقط صرف مرتبۀ علل و معلولات بدانیم و ادراک صحیحی از قانون علّیت داشته باشیم، امکان ندارد که صرافت در وجود را بر مسئلۀ تشکیک در وجود بار نکنیم! و مرحوم حاج شیخ محمدحسین اصفهانی که با مرحوم سید احمد ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ اختلاف داشتند برای این بود که تشکیک در وجود را به معنای اوّل گرفته بودند که با هم سرشاخ شدند. اگر مرحوم حاج شیخ محمدحسین تشکیک در وجود را همین مسئلۀ سلسلۀ علّیت می‌گرفت اشکال رفع می‌شد.

  • چون‌که بی رنگی اسیر رنگ شد***موسئی با موسئی در جنگ شد
  • چون به بی‌رنگی رسی کان داشتی***موسی و فرعون دارند آشتی1
  • وقتی که شما جنبۀ حدّ را از معلول گرفتید، گرفتن حد یعنی ادراکتان را نسبت به او سلب کردید. اما وقتی که معلول را نفس العلة دانستید دیگر به‌دنبال چه چیزی می‌گردید؟! دیگر چه اشکالی هست؟! این معلول، خودِ علت است دیگر! دیگر کور از خدا چه می‌خواهد؟! این معلولِ آن علت است، و این علت هم معلول برای آن علت است، این هم معلول برای آن علت است و آن هم به خدا برمی‌گردد. پس خدا در تمام اینها سریان دارد و جاری است. پس یک واحدِ شخصیّۀ خارجی بیشتر نداریم.

  • پس اشکال بین حاج شیخ محمدحسین و مرحوم سید احمد این بود که مرحوم آقا سید احمد کربلائی در مسئلۀ تشکیک در وجود، اوّلاً وجود را واحد بالصّرافه می‌دانست و به مقتضای واحد بالصّرافه تفسیر دوم از تشکیک را می‌آورد، همان‌طور که عرضِ ما هم این است. یعنی مسئلۀ علّیت و معلولیّت ما را به اینجا می‌رساند که از تشکیک در وجود این معنیٰ را استفاده کنیم. و اصلاً امکان ندارد که وجودی تنازل پیدا کند الاّ بدون تشکیک در وجود! چطور امکان دارد که وجودی تنازل پیدا کند و مسئلۀ علّیت و معلولیّت نباشد؟! همین‌که می‌گویید: علّیت و معلولیّت یعنی شدّت و ضعف! تمام شد! ولی این ضعف، تغایری با علت ایجاد نمی‌کند الّا به‌حسب الوهم و الخیال؛ اما به‌حسب خارج، آن معلول نفس العلّة است، وقتی که نفس العلة است ما می‌توانیم به معلول بگوییم: هذا علّةٌ یعنی می‌گوییم: هذا علةٌ مع زائدٍ، ولی نه‌اینکه جدایِ از علت است و نه‌اینکه معلول است و غیر از این معلولی نیست. این اشکال در آنجا پیدا می‌شود که بگوییم: علت، این معلول است و غیر از این معلول نیست. اگر این‌طور بشود، علت، همین معلول خواهد بود و دیگر علتی نیست، پس شدّت و ضعف کجا رفت؟! اما اگر بگوییم: علت، همین معلول است مع اضافةٍ، دیگر اشکال برطرف می‌شود و آن اضافه جنبۀ شدّت نوریّه است.

    1. مثنوی معنوی، دفتر اول.